۱۴۰۴/۰۳/۱۳ ۰۹:۲۷

پرسش:
چرا ما در حل معضل کشورهای عربی یعنی اشغال فلسطین، کاسه داغتر از آش هستیم و اینقدر به اسرائیل کارداریم؟ به ما چه که در لبنان و عراق و سوریه چه میگذرد؟ منظورم این نیست که بیتفاوت باشیم، نمیشود صرفاً کمکهای بشردوستانه داشته باشیم و ثروت این ملت محروم را خرج اعراب نکنیم؟
پاسخ:
انقلاب اسلامی حرکتی برخلاف جریان بود. عدم پذیرش ساختار نظام بینالملل و تقابل با جریان اصلی حاکم بر نظم جهانی، بهخودیخود باعث دشمنی بسیاری از قدرتهای بزرگ جهانی با جمهوری اسلامی شد، اما ظاهراً مسئولان جمهوری اسلامی به این مقدار از دشمنی قانع نبودند و ازاینرو با شعارهای خطرناک درباره نابودی اسرائیل، کار خود در تولید و تحریک دشمن را بهخوبی تکمیل کردند. پرسشی که وجود دارد این است که درنهایت، قضیه فلسطین و اسرائیل هر چه باشد، مسئله اعراب است. چرا باید جمهوری اسلامی خود را درگیر چالشی کند که مسئله مردم ایران نیست؟ به فرض اگر ازنظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی در درجهای از کارآمدی و اطمینان قرار داشتیم، قابلپذیرش بود که در مناطقی از جهان هزینه کنیم و دخل و تصرف نماییم و قدرتی نشان دهیم، اما اینک که خودتی بوده است. پایههای این رژیم بر مبنای «قتل، خشونت و غصب» استوارشده است. دفاع از «مظلوم» بر هر انسانی «عقلا» واجب است. دفاع از «مسلمان مظلوم» هم «عقلا» و هم «شرعاً» واجب است. فریاد امام خمینی علیه اسرائیل مبتنی بر این دلایل بوده است. مسئله ما با اسرائیل مسئله بقاست. رژیم صهیونیستی بقای ما را نمیپذیرد. بنیانگذاران و حاکمان این رژیم بر مبنای طرح از «نیل تا فرات» یا «اسرائیل بزرگ»، مرزهای خویش را بسیار گسترده تعریف میکند بهطوریکه بسیاری از مناطق اطراف کشور ما و حتی بخشی از «مناطق نفتخیز جنوب ایران» را شامل میشود. (4) درنتیجه مخاصمه ما با اسرائیل یک نبرد استراتژیک و جنگ برای بقاست. اسرائیل حتی به کشورهایی که با او رابطه دارند نیز اعتماد ندارد. بهعنوان نمونه یکی از تقاضاهای اصلی اسرائیل از آمریکا و کشورهای اروپایی، عدم دستیابی کشورهای اسلامی منطقه به سلاح اتمی است. (5) درحالیکه بسیاری از کشورهای اسلامی منطقه با اسرائیل رابطه خوبی دارند و یا به دنبال برقراری ارتباط هستند.
