عصر دزدسالاری در ایالات متحده

در دوران ترامپ، دزدسالاری و ایدئولوژی به‌طور جدایی‌ناپذیری در هم تنیده‌اند و همین موضوع، این احتمال را بیشتر می‌کند که حکومت دزدسالارانه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، حتی پس از ترک قدرت نیز دوام بیاورد

تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ – ۰۲:۴۰

در دوران ترامپ، دزدسالاری و ایدئولوژی به‌طور جدایی‌ناپذیری در هم تنیده‌اند و همین موضوع، این احتمال را بیشتر می‌کند که حکومت دزدسالارانه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، حتی پس از ترک قدرت نیز دوام بیاورد

الکساندر کولی*
دنیل نکسون**
جوان آنلاین: تحلیلگران مدت‌هاست تلاش می‌کنند تا سیاست خارجی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده را توصیف کنند. از آنجا که ترامپ به طور مشخص حساسیت‌های لیبرال- بین‌المللی را رد می‌کند، بسیاری او را با نوعی واقع‌گرایی مرتبط دانسته‌اند که در راستای پیگیری منافع ملی و بر اساس قدرت تعریف می‌شود. در طول دوره اول ریاست جمهوری او و پس از آنکه استراتژی امنیت ملی وی در سال ۲۰۱۷ به «رقابت قدرت‌های بزرگ» اشاره کرد، این اقدامات تحت عنوان رمزگشایی اقدامات او در عرصه سیاست خارجی تعبیر شد و حالا، مدتی است بسیاری ادعا کرده‌اند؛ ترامپ آشکارا از جهانی حمایت می‌کند که در آن قدرت‌های بزرگ برای تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ خود، با هم تبانی می‌کنند. در تمام این مدت، تنها تفسیر ثابت این بوده است که ترامپ رویکردی «معامله‌گر» به سیاست بین‌الملل دارد. 

 ترجیح منافع شخصی بر منافع ملی.
اما همه این ارزیابی‌ها بر یک خطا استوارند. آنها از این فرض شروع می‌کنند که هدف اصلی دولت ترامپ، همانطور که در استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آن تأکید شده است، پیشبرد «منافع ملی اصلی» ایالات متحده است. در واقع، در مباحثات ایالات‌متحده و در مورد سیاست خارجی، امنیت ملی و استراتژی کلان، بدیهی است که رهبران، سیاست‌ها را در جهت نفع عمومی طراحی می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیل‌های سیاست خارجی اینطور نتیجه‌گیری می‌کنند که «ایالات متحده» باید یک سیاست خاص را اتخاذ کند چراکه ایالات متحده منافعی دارد که فراتر از حزب است و مناصب مقامات هم یک امانت از جانب مردم است. با این حال، دولت ترامپ این فرضیه را از بین برده است. ترامپ، به ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری خود، سیاست خارجی ایالات متحده را عمدتاً برای افزایش ثروت، تقویت جایگاه و منفعت شخصی برای حلقه کوچکی از اعضای خانواده، دوستان و وفادارانش به کار گرفته است. سیاست خارجی ایالات‌متحده اکنون تا حد زیادی تابع منافع خصوصی رئیس‌جمهور و اطرافیانش است. 

 تقویت نظام مبتنی بر دزدسالاری (kleptocracy)
بسیاری از گزارش‌ها در مورد اینکه چگونه معاملات خارجی ترامپ جیب هوادارانش را پر خواهد کرد، این اقدامات را به عنوان پرداخت‌های جانبی و نه به عنوان هدف اصلی سیاستمداری او در نظر می‌گیرند. اما اگر سیاست خارجی دولت اساساً دزدسالارانه نبود، به طور سیستماتیک تلاش نمی‌کرد استقلال نهاد‌هایی را که مدت‌هاست تعیین کننده سیاست خارجی ایالات متحده است در شورای امنیت ملی، وزارت امورخارجه و وزارت‌دفاع از بین ببرد یا آنها را غیرفعال کند. این «نهادزدایی» قطعاً سیاستگذاری ایالات‌متحده را دست کم برای یک دهه تضعیف خواهد کرد. این امر که عمداً در حل منازعات، چانه‌زنی‌های اقتصادی به نفع نزدیکان ترامپ است، بررسی دقیق معاملات بزرگ که بررسی دقیق آنها دشوار یا غیرممکن است، را از بین می‌برد و معاملات فاسد ترامپ را کم‌اهمیت‌تر از پذیرش ایدئولوژی راست افراطی ازسوی دولتش جلوه می‌دهد. اگر چه که راست ارتجاعی دیدگاهی فاشیستی و مخرب به منافع ملی دارد، اما در دوران ترامپ، دزدسالاری و ایدئولوژی به طور جدایی‌ناپذیری در هم تنیده‌اند و همین موضوع، این احتمال را بیشتر می‌کند که حکومت دزدسالارانه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، حتی پس از ترک قدرت نیز دوام بیاورد. 

 فساد، وسیله‌ای برای رسیدن به هدف
استیون هانسون و جفری کاپستین، دانشمندان علوم سیاسی بر این باورند که ترامپیسم بخشی از یک «موج موروثی» جهانی است، موجی که کشور‌هایی مانند مجارستان، اسرائیل، روسیه و ترکیه را نیز درنوردیده است. در تمام این کشور‌ها البته با درجات مختلفی از موفقیت، سران کوشیده‌اند تا دولت‌های مدرن، بوروکراتیک و اغلب دموکراتیک را به امتداد اقتدار شخصی خود یا احزاب سیاسی‌شان تبدیل کنند. این رژیم‌ها، در ظاهر، رویه‌های بی‌طرفانه و یک بوروکراسی‌های حرفه‌ای را حفظ می‌کنند. اما رهبران آنها دوستان و آشنایان خود را در سمت‌های تخصصی سیاسی منصوب می‌کنند، استقلال خدمات مدنی را از بین می‌برند و از چرخ‌دنده‌های اداری برای پاداش دادن به حامیان و مجازات رقبا استفاده می‌کنند. در چنین ساختاری، فساد می‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به هدف باشد، راهی برای حفظ وفاداری، ایجاد ائتلاف و تحکیم قدرت. اما رویکرد ترامپ صرفاً به این موضوع محدود نمی‌شود بلکه دزدسالارانه است. در دزدسالاری‌ها، فساد هدف نهایی است؛ هدف از تصدی و حفظ قدرت، ثروتمند کردن حاکم و حلقه نزدیکانش است. مقررات، اجرای قانون، تدارکات عمومی و حتی دیپلماسی، همگی به ابزاری برای معامله با خود تبدیل می‌شوند – ابزاری برای استخراج منابع، کنترل جریان‌های درآمد و هدایت ثروت به خانواده، دوستان و متحدان. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *