
اقتصاد۲۴- به هرجا چشم میاندازی، بیابان است. گهگدار لکه کوچکی از آبادیهای فقیر رخنمایی میکند و بهسرعت محو میشود. از دوردست مشعلهای بزرگ و همیشه روشن بر سینه ستبر کوه به چشم میآید؛ مشعلهایی که گاز فلر میسوزانند و نفس را تنگ میکنند؛ شعلههایی که بال عقابهای بلندپرواز را میسوزاند و جان هر جانور و گیاهی را میگیرد.
از دیلم و گناوه تا جم و کنگان و عسلویه آسمان همین رنگ است. در شهر محقر عسلویه چند بازار کوچک تمام تفریح مردم است؛ قدمزدن میان مغازههای موبایلفروشی، استوکفروشیها و سوپرمارکتهایی که قهوه عربی و چای کرک میفروشند و دیگر هیچ! مردم عسلویه میگویند که هر محله هر ماه یک هفته آب ندارد؛ مردم مرفهتر تانکر ذخیره آب دارند و فقیرترها از تانکرهای سیار، آب مورد نیاز خود را میخرند. آنها توضیح میدهند که عسلویه یک فصل بیشتر ندارد! تابستان داغ در بیابانی سوزان آنهم بدون هیچ امکانات و تفریحی آنقدر کسلکننده است که حتی کارگران نفت و گاز غیربومی حاضر نمیشوند خانوادههای خود را در آنجا ساکن کنند. اما روی دیگر این بیابان داغ و سوزان، گنج گاز است.
اینجا دومین میدان گازی بزرگ جهان خفته است؛ میدانی مشترک با آن سوی آبهای خلیج فارس یعنی قطر. مساحت قطر کمتر از نصف استان بوشهر ایران است، اما روی زندگی در آن سوی میدان پارس جنوبی کجا و در این سوی میدان کجا؟ حالا بزرگترین میدان خشکی گاز ایران جایی نزدیک عسلویه کشف شده است؛ جادهای باریک در دل دارالمیزان، جایی که زاگرس به آخر میرسد؛ میدان پازن. ب
