۰۱ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۶:۵۸

روایت همسر شهید محمود سالک قدیمی، از آخرین تماس با همسرش، که تصویری تلخ و انسانی از لحظات پیش از شهادت را به نمایش می گذارد؛ تماسی کوتاه برای درخواست شارژ تلفن که تنها 11 دقیقه بعد برای همیشه بی پاسخ ماند.
به گزارش صراط به نقل از فارس، بعد از ازدواج دیگر اسم همدیگر را صدا نمیکردیم؛ به هم عشقم و عزیزم میگفتیم. فقط بین فامیل و غریبهها به عزیزم بسنده میکردیم. شده بودیم سوژه فامیل. با خنده به من میگفتند: اسمت را عوض کردی؟ میگفتم: بله از وقتی ازدواج کردم دیگر عزیزم شدم.
«آن روز چند بار زنگ زد. ظهر، دم افطار و آخرین بار ساعت۷:۷ دقیقه شب بود. گوشی را که برداشتم باذوق گفتم: « انگار تندتند دلت برام تنگ میشه؟» خندید و گفت: «عزیزم شارژ گوشیم داره تموم میشه. تماس گرفتم برام شارژ بگیری.» گفتم: بله چشم حتماً. آنقدر قربانصدقهام رفت تا قطع کرد.
