19 آبان 1400 – 07:03
زن جوان به خاطر اینکه شوهرش توانایی مهیا کردن جشن عروسی لاکچری نداشت تقاضای طلاق کرد.

به گزارش سیتنا، هوای دلچسب پاییزی، نم باران و برگهای رنگارنگی که زمین را نقاشی کرده بود زیبایی خاصی به حیاط دادگاه خانواده داده بود و حس سرزندگی القا میکرد اما افسوس زوجهایی که در این مجتمع شلوغ رفت و آمد میکردند بیتوجه به این تصویر لذت بخش طبیعت، افسرده وعصبی و ناراحت فقط بهدنبال راهی برای رهایی از مشکلات خانوادگی خود بودند.
در میان این همه زن و مرد و پیر و جوان صحبتها و زمزمههای دختر جوانی توجه مرا جلب کرد. او مدام به همسرش میگفت: مهرداد جان هنوز دیر نشده بیا و دست از این همه خساست و لجبازی بردار و اجازه بده با برگزاری یک جشن عروسی مجلل و خاص زندگی رؤیایی و قشنگی را شروع کنیم.
مرد جوان هم با لبخندی که بیشتر شبیه تمسخر بود، گفت: دنیا جان من نمیخواهم از همین اول زندگی اشتباه و بهخاطر حرف پرونده میبینیم که دنیا به علت سن کم و بیتجربگی درگیر چشم و هم چشمی و مقایسه زندگی خود با دیگران شده و از حقیقت زندگی مشترک خودش فاصله گرفته است. او به تصور اینکه با مردی ثروتمند ازدواج کرده برای خود رؤیاهای پرهزینهای تصور کرده بود اما وقتی متوجه شد شوهرش نمیخواهد و نمی تواند به این رؤیاها جامه عمل بپوشاند دچار سرخوردگی شده و به فکر جدایی افتاده است.
خودخواهی، داشتن زندگی لاکچری، لجبازی و نبود درک متقابل باعث شده به این مشکلات برسند اگر آنها همچنان به این رفتارهای اشتباه خود ادامه بدهند رابطه شان دوامی نخواهد داشت و قربانی طلاق میشوند.اما اگر این زوج جوان دست از لجبازیهای کودکانه خود بردارند و صداقت و درک متقابل را جایگزین کنند میتوانند با عشق و آرامش به دور از مشکلات زندگی مشترک را آغاز کنند.
انتهای پیام
