چند ماه بعد از اسارت شهید تندگویان فیلمی از او با لباس نظامی در تلویزیون عراق نشان داده شد که معلوم بود دروغ است، زیرا ایشان با شلوار و جلیقه جین آبیرنگ به سوی آبادان رفت. در صورتی که تلویزیون عراق او را با لباس نظامی نشان میداد.
جوان آنلاین: در روزگاری که آتش جنگ تازه در جنوب شعله گرفته بود و خاک خوزستان زیر بمب و گلوله میلرزید، مردی از میان مهندسان برخاست که نامش با «خدمت» و «ایستادگی» گره خورد. محمدجواد تندگویان از جنس مدیرانی نبود که پشت میزها پناه بگیرند. او به پالایشگاههای سوخته رفت، کنار کارگران ایستاد، خطوط لوله را زیر آتش دید، و تنها چند روز بعد، در همان مسیر خدمت، اسیر شد. مهندسی که هم به علم ایمان داشت و هم به قرآن، هم طعم زندان شاه را چشید و هم شکنجههای صدام را تاب آورد.
به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی،آنچه در پی میآید بخشی از مصاحبه تاریخ شفاهی وزارت نفت با مهندس سیدحسن سادات، کفیل وزارت نفت در دوران اسارت شهید تندگویان، از آن روزهای پرتبوتاب است که به مناسبت سالگرد اسارت شهید تندگویان منتشر میشود.:
شهید مهندس محمدجواد تندگویان از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار بود. تواضع و فروتنی، روحیه مردمی، سادهزیستی، قناعت و آرامش در برخورد با دیگران، درک عمیق از اسلام و تسلط بر قرآن، بینش سازنده از انقلاب و شوق و اشتیاق برای خدمت به مردم، دقت در شنیدن صحبتهای دیگران، سرعت انتقال در پاسخگویی توأم با شوخطبعی و همچنین هوش سرشار و حافظه قوی و قدرت تفکر او باعث شد که به مقام وزارت نفت منصوب شود.
همه ثروت و دارایی شهید تندگویان در یک ماشین وانت جا میگرفت. او مهندس پالایش نفت از دانشکده نفت آبادان با نمرات خوب بود. کارشناسی ارشد خود را در مرکز مطالعات مدیریت ایران وابسته به دانشگاه هاروارد به پایان رسانده بود. بنابراین هم مدیر و هم مهندس بود. قبل از انقلاب توسط ساواک دستگیر و مدتی را در زندان به سر برده بود. در زندان ایشان را بسیار شکنجه کرده بودند. اکنون نیز که زندان قصر به موزه بدل شده، یکی از سلولهای زندان را به صورت نمادین به نام ایشان نامگذاری کردهاند. در دوران بعد از انقلاب با آنکه بازار اتهام رواج یافته بود، کسی نمیتوانست به او کوچکترین اتهامی وارد کند.
