- جمعه 3 مرداد 1404 – 12:36
عدالتی که یخ زده، برفی که شعله دارد
آیا تا به حال فکر کردهاید عدالت چقدر میتواند پیر، خرفت و ناتوان باشد؟ اکنون در تئاتر شهر، فرصتی است برای مواجهه با خودت، آنجا که گذشته دیگر گذشته نیست. نمایش «برف زمین را گرم میکند» در فضایی روانکاوانه، سؤالاتی جسورانه درباره حافظه، قضاوت، و مسیر بازگشتناپذیر انسان به میان میآورد. زخمهای قدیمی از زیر […]
آیا تا به حال فکر کردهاید عدالت چقدر میتواند پیر، خرفت و ناتوان باشد؟
اکنون در تئاتر شهر، فرصتی است برای مواجهه با خودت، آنجا که گذشته دیگر گذشته نیست. نمایش «برف زمین را گرم میکند» در فضایی روانکاوانه، سؤالاتی جسورانه درباره حافظه، قضاوت، و مسیر بازگشتناپذیر انزی پایان نمیگیرد. هیچ پاسخی قانعکننده نیست. و گذشته، مثل ظهیر، همیشه جایی ایستاده که نمیتوان نادیدهاش گرفت.
اگر خبرنگاری یعنی دیدن، نوشتن و هشدار دادن، من در این داستان فقط دیدم و سوختم. نه نوشتم، نه هشدار دادم. شاید برای همین، «برف زمین را گرم میکند». چون سکوت ما، همیشه گرمابخش تکرار جنایت بوده.
سینماخانه / سجاد خلیل زاده
