پدر با چشمهای گریان به ما گفت: «اگه لازم شد بازم برید سوریه …» و مادر هم در لحظههای وداع کنار تابوت نشست و دستها را بالا برد و گفت: «خدایا عبدالرسول را برای امام حسین (ع) و ستار را برای حضرت زینب (س) دادم، خدایا! به من همان صبری را بده که به حضرت زینب (س) عنایت کردی.»
عبدالرسول را به امام حسین (ع) و ستار را به حضرت زینب (س) تقدیم کردیم
پدر با چشمهای گریان به ما گفت: «اگه لازم شد بازم برید سوریه ...» و مادر هم در لحظههای وداع کنار تابوت نشست و دستها را بالا برد و گفت: «خدایا عبدالرسول را برای امام حسین (ع) و ستار را برای حضرت زینب (س) دادم، خدایا! به من همان صبری را بده که به حضرت زینب (س) عنایت کردی.»
