
روبرت صافاریان، منتقد سینما، در یادداشتی نوشت: «بیعقل چرا این همه رنج را تحمل میکنی؟ از چه میترسی؟ به هر سو که بنگری پایان رنجهایت را میبینی. این دره را میبینی؟ راه آزادی ماست. این درخت را میبینی؟ به هر یک از شاخههایش آزادی تو آویزان است.» (عباس کیارستمی، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۶).
عباس کیارستمی در سال ۱۳۷۶ طعم گیلاس را ساخت؛ فیلمی که موضوعش خودکشی است. به نظر میرسد بین یادداشتهای تلخ سررسید و حس و حال آن فیلم هماهنگی وجود دارد. اما اگر کمی دقت کنیم برعکس است؛ یعنی آن فیلم با وجود این که درباره مردی است به نام آقای بدیعی که قصد خودکشی دارد اما قهرمان واقعیاش مرد دیگری است، آقای باقری که درس زندگی به آن از جهان سیرشده میدهد. آقای باقری به او و به ما تماشاگران میآموزد که طعم یک دانه توت او را از خودکشی نجات داده و اگر ما احساس میکنیم همهجای بدنمان درد میکند، این در واقع انگشت ماست که مشکل دارد نه جهان هستی.
