
گروه اندیشه: به مناسبت ایام تاسوعا و عاشورای ۱۴۰۵، ابوالفضل فاتح یادداشتی در سایت شفقنا نوشته است که در ادامه می خوانید:
****
در آستانه عاشورا، رخدادی که قرنهاست در ژرفای حافظه تاریخی ایرانیان جاری است و رسخیزی عظیم در دل ها و جان ها پدید آورده ، فرصتی برای بازاندیشی در نسبت امر ملی و امر دینی فراهم آمده است. این بازاندیشی از آن رو اهمیت دارد که در دهههای اخیر، هم در عرصه سیاست و هم در حوزه اندیشه، گاه «امر ملی» و «امر دینی» به گونهای روایت شدهاند که گویی دو ساحت کاملاً مستقل و حتی متعارضاند؛ حال آنکه تجربه تاریخی ایران از «خدمات متقابل این دو» به ویژه از دوران صفویه تصویر دیگری را پیش روی ما قرار میدهد.
اگرچه هویت فردی ایرانیان متکثر و متنوع است، اما در سطح هویت جمعی، دین همچنان یکی از مهمترین سرچشمههای حافظه تاریخی، معنابخشی اجتماعی و همبستگی ملی به شمار میرود. دین و ملیت، با خوانشهای گوناگون در تجربه تاریخی ایران، همواره ازمؤثرترین پیشرانهای شکلدهنده حیات اجتماعی و فرهنگی این سرزمین بوده اند؛ هرچند دامنه و شدت این تأثیر در دورهها و طبقات اجتماعیانیان و نسبت آن با موجودیت هر جریان فکری، اجتماعی و سیاسی.
در تجربه تاریخی ایران، حذف دین از معادله هویت جمعی و یا ستیز با آن، فهمی ناقص از ایران به دست داده و میتواند به خطاهای راهبردی بینجامد، چنان که «ملیت ستیزی» نیز فرجامی نداشته است و حافظه ی جمعی ایرانیان پر از تلخکامی از این گونه ستیزهای بی حاصل است. بیتردید هیچ جریان اجتماعی پایداری نمیتواند خود را از مهمترین سرچشمههای هویت و حافظه تاریخی جامعه خویش جدا سازد یا با آن به ستیز برخیزد، مگرآنکه در بزنگاههای سرنوشتساز با نوعی آشفتگی در مواضع، ناتوانی در تشخیص امر ملی، یا لکنت و لغزش در ایفای نقش تاریخی برای «حفظ موجودیت و هویت ایران» مواجه شود.
سخن آخر؛
عاشورا، این «قیامت زمین» را دریابیم. اگر شب قدر، برتر از هزار ماه و یک ساعت تفکر، برتر از هفتاد سال عبادت است؛ چرا یک ساعت تأمل در عاشورا، بهتر از هفتاد سال سیاست نباشد؟
216216
