عصر ایران؛ یلدا آذرپی– وقایع آوریل ۲۰۲۶ نقطۀ عطفی در تاریخ معاصر است و به دوران سلطۀ بلامنازع غرب بر ساختارهای امنیتی و اقتصادی جهان پایان بخشیده.
ناکامی ماشین جنگی آمریکا در تحمیل ارادۀ سیاسی بر تهران، توازن قدرت را تغییر داده و اعتبار بازدارندگی ناتو و ایالات متحده را در سطح جهانی مخدوش کرده است.
این بحران ثابت کرد قدرتهای نوظهور در قالب بلوکهای شرق و اوراسیا به چنان بلوغ تکنولوژیک و سیاسی رسیدهاند که میتوانند پروژههای هژمونیکِ واشنگتن را با بنبست مواجه کنند.
[اوراسیا بزرگترین پهنۀ خشکی جهان، حاصل اتصال دو قارۀ اروپا و آسیاست که مرز آبی ندارد. این منطقه با پوشش ۳۶ درصد از خشکیهای زمین، محل سکونت بیش از ۷۰ درصد جمعیت جهان است. از منظر استراتژیک، اوراسیا «قلب زمین» شناخته میشود؛ چرا که عظیمترین منابع انرژی و حساسترین شاهراههای تجاری (نظیر جادۀ ابریشم جدید) را در خود جای داده است. امروزه در ادبیات سیاسی، این واژه اغلب به بلوک اقتصادی-نظامی شامل روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز اطلاق میشود که نقشی تعیینکننده در توازن قدرت میان شرق و غرب ایفا میکند.]
نظم جدید جهانی که از خاکستر این نبرد متولد شده، بر پایۀ چندجانبهگرایی، حاکمیت ملی و اولویت پیوندهای منطقهای بر اتحادهای فرامرزی استوار است. در این ساختار جدید، ایران بهعنوان «قدرت تثبیتگر» در قلب هارتلند انرژی، نقشی کلیدی در تعریف قواعد بازی جدید ایem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
