۴ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۷:۰۵
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: گزارشها حاکی از آن است که اختلافنظر جدی میان ایران و امارات متحده عربی درباره ماهیت تنشهای منطقهای و آرایشهای ژئوپلیتیکی جدید، مانع دستیابی به اجماع در این نشست شده است.
حتی اسناد رسمی نشستهای اخیر این گروه نیز بیش از هر چیز بر مفاهیمی چون «چندجانبهگرایی»، «اصلاح ساختارهای مالی جهانی» و «افزایش نقش اقتصادهای نوظهور» تأکید دارد، نه ایجاد یک بلوک امنیتی ضدغربی. در واقع، شکلگیری بریکس بیش از آنکه پروژهای ایدئولوژیک علیه غرب باشد، واکنشی به توزیع نامتوازن قدرت در اقتصاد جهانی است. کشورهایی مانند چین، هند و برزیل معتقدند ساختارهای اقتصادی بینالمللی ــ از صندوق بینالمللی پول گرفته تا بانک جهانی ــ همچنان بازتابدهنده موازنه قدرت دهههای گذشتهاند و سهم واقعی قدرتهای نوظهور در آنها لحاظ نشده است. بنابراین، بریکس را باید تلاشی برای «اصلاح نظم موجود» دانست، نه لزوماً «براندازی نظم موجود.» از همین رو، تصور بریکس بهعنوان یک «ائتلاف ضدآمریکایی» یا «سپر سیاسی ـ امنیتی» برای اعضا، بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، محصول نوعی خطای ادراکی است. هرچند در ادبیات سیاسی برخی اعضا، انتقاد از یکجانبهگرایی غرب دیده میشود، اما بریکس در عمل فاقد سازوکارهای الزامآور امنیتی و دفاعی است.
بیانیههای بدون توافق
تصمیمگیری در این گروه بر پایه اجماع کامل انجام میشود؛ سازوکاری که عملاً به هر عضو، حق وتوی غیررسمی میدهد. نتیجه چنین ساختاری آن است که بیانیههای بریکس معمولاً بر اساس «کمترین سطح توافق ممکن» تنظیم میشوند. اگر کشوری خواهان موضعگیری تند علیه آمریکا باشد، اعضایی چون هند، برزیل یا آفریقای جنوبی که روابط اقتصادی گستردهای با غرب دارند مانع آن خواهند شد. حتی چین و روسیه نیز با وجود رقابتهای راهبردی با واشنگتن، معمولاً تمایل ندارند بریکس را به ابزاری برای تقابل همهجانبه با آمریکا تبدیل کنند و ترجیح میدهند اختلافات خود را در قالب مناسبات دوجانبه مدیریت کنند.
