
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – سالهای اخیر، پدیده «طلاق صوری» به یکی از پیچیدهترین نشانههای بحران اقتصادی و ناکارآمدی نظام تأمین اجتماعی در ایران بدل شده است. از زنانی که برای دریافت مستمری پدر یا همسر فوتشده ناچار به طلاق ظاهری میشوند تا خانوادههایی که ازدواج و طلاق را به ابزاری برای بقا در اقتصاد فروپاشیده تبدیل کردهاند؛ قانونی که قرار بود حامی زنان بیسرپرست باشد، حالا به فرصتی برای دور زدن نظام بیمهای کشور تبدیل شده است.
ملیحه ۴۶ ساله، که ملی صدایش میکنند زن خانهداری از حاشیه شهر تهران است. شوهرش کارگر ساده ساختمان بود، اما با رکود ساختوساز، کار کم شد و زندگی سختتر. وقتی پدر زهرا درگذشت، خانواده فهمید اگر او بخواهد از حقوق بازنشستگی پدرش استفاده کند، باید از شوهرش جدا شود.
یک روز پاییزی، زهرا و همسرش در دفترخانهای کوچک در جنوب تهران ایستادند و پس از بیستوچند سال زندگی مشترک، سند طلاق را امضا کردند و البته به سرعت در دفتر دیگری و به فاصله چند روز فقط صیغه محرمیت ۹۹ ساله خواندند و با برگه محرمیت راهی خانه شدند. آنها حالا در همان خانه اجارهای زندگی میکنند و حتی فرزندانشان هم خبر از تصمیم و کاری که کردهاند ندارد. ملی، اما میگوید که «طلاق صوری گرفتیم تا بتونیم به زندگی ادامه بدهیم. شوهرم بیکار بود، اجارهها بالا رفته بود، هیچکس کمک نمیکرد. تنها راه، گرفتن مستمری پدرم بود. میگفتن زن شوهردار نمیتونه بگیره، گفتیم خب جدا بشیم روی کاغذ!»
در این گزارش به پدیده «طلاق صوری» و ارتباط آن با پرداخت مستمریهای بازماندگان و وضعیت صندوقهای تأمین اجتماعی پرداختهایم. همچنین به آثار این روند بر عدالت بیمهای، فشار مالی بر منابع صندوق و خلأهای قانونی و نظارتی موجود اشاره شده است. جزئیات بیشتر و نمونههای واقعی در متن قابل بررسی است.
