طلاق به خاطر حسرت زندگی دیگران

زن جوان در حسرت زندگی دیگران به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد.

۰۹:۲۷ ۱۱ شهريور ۱۴۰۵

زن جوان در حسرت زندگی دیگران به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد.

باشگاه خبرنگاران جوان –  هوای گرم و آفتابی حیاط دادگاه خانواده را خالی از جمعیت کرده بود. وارد سالن انتظار که شدم هرم گرما نفس را تنگ می‌کرد. پشت در شعبه‌ها چند زوج ایستاده بودند و منتظر ورود به دادگاه. نزدیک آسانسور زوجی جوان با فاصله از هم روی نیمکت نشسته بودند. مرد سرش را پایین انداخته بود و با انگشتانش حلقه ازدواجش را آرام می‌چرخاند. دقایقی بعد وارد شعبه دادگاه شدند و با فاصله چند صندلی از هم نشستند. قاضی پس از مطالعه مختصر پرونده نگاهی به زن جوان انداخت و گفت: «دخترم در دادخواست خودت نوشته‌ای ادامه زندگی برایتان ممکن نیست، چرا؟ علت را برای من توضیح دهید.»

زن جوان به اسم عاطفه چند لحظه سکوت کرد و بعد آرام گفت: «آقای قاضی شوهرم سعید مرد بدی نیست… اهل کار و خانواده است، اما از این زندگی یکنواخت خسته شده‌ام نه سرگرمی دارم نه تفریحی نه سفری نه هیجانی، فقط روز‌ها سپری می‌شود هیچ عشقی بین ما نیست. فقط کار و و روزمرگی. وقتی به زندگی دوستانم نگاه می‌کنم حسرت می‌خورم. یکی از آنها مدام با شوهرش در سفر‌های خارجی است و یکی دیگر اوقاتش را در بهترین کافه‌ها و رستوران‌های شهر و باشگاه‌های ورزشی سپری می‌کند. حتی در فامیل خودشان هم مرد‌ها دائم در حال خرید سرویس طلا یا ماشین‌های مدل جدید و خانه‌های لاکچری برای همسرانشان هستند، اما نمی‌دانم چرا سعید هیچ کاری برای من نمی‌کند.»

سعید که تا آن لحظه سکوت کرده بود، آهی کشید و گفت: «آقای قاضی… من کارمند یک شرکت خصوصی هستم. از صبح تا شب کار می‌کنم. تا بتوانم پولی پس‌انداز کنم و زندگی و آینده بهتری داشته باشم، اما با این حال همسرم مدام دنبال گوشی جدید و خودروی شاسی بلند و زندگی لاکچری و چشم و هم‌چشمی است.»

منبع  : باشگاه خبرنگاران جوان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *