ضرب المثل” خیاط هم در کوزه افتاد”

در این پست با معنی و داستان این حکایت قدیمی (برگزیده از قصه های سندبادنامه و قابوسنامه) آشنا می شوید با مجله سبک زندگی نگارمگ همراه باشید.

ضرب المثل

در این پست با معنی و داستان این حکایت قدیمی (برگزیده از قصه های سندبادنامه و قابوسنامه) آشنا می شوید با مجله سبک زندگی نگارمگ همراه باشید.

به گزارش مجله خبری نگار،در روزگار‌های قدیم در شهری خیاطی بود که مغازه اش سر راه گورستان بود. وقتی کسی می‌مرد و او را به گورستان می‌بردند از جلوی دکان خیاط می‌گذشتند.
یک روز خیاط فکر کرد که هرماه تعداد مردگان را بشمارد و، چون سواد نداشت کوزه‌ای به دیوار آویزان کرد و یک‌مشت سنگ‌ریزه پهلوی آن گذاشت.
هر وقت از جلوی دکانش جنازه‌ای را به گورستان می‌بردند یک سنگ داخل کوزه می‌انداخت و آخر ماه کوزه را خالی می‌کرد و سنگ‌ها را می‌شمرد.

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *