به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در جغرافیای سیاسی خاورمیانه، ایران به عنوان بازیگری شناخته میشود که موجودیت خود را در پیوند میان میراث کهن و اقتدار نظامی مدرن بازتعریف کرده است. تحلیل لایههای عمیق قدرت در پایتخت نشان میدهد که نظام سیاسی حاکم، فراتر از تغییرات مقطعی دولتی در غرب، بر راهبردی کلان تکیه دارد که لنگرگاه آن دوام تمدنی است. کسانی که در اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو همچنان بر طبل فرسوده تغییر ساختار میکوبند، از درک این واقعیت عاجزند که امنیت ملی در ایران با هویت تاریخی ملت گره خورده است. در حقیقت، آنچه ایران را در برابر تلاطمهای اخیر بیمه کرده، قدرت بسیج اجتماعی و پیوند ناگسستنی میان بدنه جامعه و لایههای حاکمیتی است که هرگونه فشار خارجی را به سوختی برای تقویت اراده ملی تبدیل میکند. این مشروعیت که ریشه در میدان دارد، هرگونه طمع برای نفوذ یا مداخله را به بنبستی راهبردی برای بازیگران بینالمللی بدل کرده است.
وقایع امروز، به وضوح نشان داد که دوران سکوت راهبردی در برابر تعرض به حریم امنیت ملی به پایان رسیده است. در حالی که ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی با نامگذاریهای پرطمطراق سعی در مرعوب ساختن اراده تهران داشتند، پاسخ سریع و چندلایه موشکی ایران به ۱۴ پایگاه نظامی و مراکز هدایت عملیات دشمن در منطقه، ورق را بازگرداند. این اقدام، صرفاً یک کنش تدافعی نبود، بلکه تبیین دقیق دکترین پاسخ متناسب و پشیمانکننده در عالیترین سطح ممکن محسوب میشد. دفاع فعال ایران در این تاریخ، پیامی صریح به پایتختهای منطقه و فرامنطقه صادر کرد؛ هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه تمامیت ارضی ایران، از سقف تحمل متجاوزان بسیار فراتر است. اصابت دقیق موشکهای نسل جدید به اهداف استراتژیک، برتری فناوری و اطلاعاتی ایران را در نبردی نابرابر به رخ کشید و نشان داد که محاسبات دشمن درباره توان پدافندی و آفندی ایران تا چه حد دور از واقعیت بوده است.
