۱۴۰۳/۰۸/۲۴

به گزارش روزپلاس، ایدهی موعودباوری و باور به ظهور منجی در ادیان مختلف بهویژه اسلام، بهعنوان یک دیدگاه نجاتبخش در برابر مشکلات و نابرابریهای جهان مطرح میشود. از این دیدگاه، مدیریت جهانی حقیقی زمانی امکانپذیر میشود که یک رهبر عادل و الهی بر اساس اصول اخلاقی و عدالت جهانی برپا شود و انسانها را به سوی وحدت، صلح و عدالت واقعی هدایت کند.
در فرهنگ اسلامی، باور به ظهور امام مهدی (عج) بهعنوان منجی نهایی و کسی که مدیریت جهانی را بر اساس عدالت و اخلاق برقرار خواهد کرد، امید و راهنمایی ویژهای برای عبور از این چالشهای جهانی فراهم میکند؛ همچنان که موعودباوری اساس تمام ادیان آسمانی شناخته میشود و تنها در مصداق موعود اختلاف دارند. منتها در بین این گفتوگوی بین ادیانی، جنبش نحس و افراطی به نام صهیونیزم شکل گرفت که نه تنها بسیاری از چالشها و تناقضات مکاتب مادیگرای پیشین را در خود داشت، بلکه آنها را تقویت و تشدید کرد.
صهیونیسم، با بهرهبرداری از مفهوم موعودگرایی، ایدهی بازگشت به سرزمین موعود را با انگیزههای ملیگرایانه و سلطهجویانه ترکیب کرد و به نوعی، موعودگرایی را در جهت منافع سیاسی و اقتصادی خود مصادره کرد. این جنبش، برخلاف آموزههای الهی که در پی صلح و عدالت برای همه بشریت است، به تفرقهافکنی، تحمیل سلطه و برتریجویی دامن زده است. صهیونیسم از طریق ادعای پیوند با باورهای دینی، خود را حامی یک آرمان الهی جلوه میدهد، در حالی که بسیاری از اقدامات آن با اصول اخلاقی و عدالتخواهانهی ادیان، از جمله یهودیت در تضاد است. این جنبش با تکیه بر ایدئولوژی افراطی و انحصارطلبانه، چالشهای گستردهای در سطح جهانی ایجاد کرده و همچنان یکی از موانع بزرگ در مسیر تحقق عدالت و مدیریت جهانی بر پایهی اصول انسانی و الهی به شمار میرود. او ایده خود را از طریق مبلغان خود و از طریق امپراطوری رسانهای از جمله هالیوود در سطح جهان گسترده کرد. با وجود دههها تبلیغ و تصویرسازی از باورهای تحریفشدۀ خود و از دیگر سو تخریب باورهای اسلامی دربارۀ منجی، اکنون در حالت انفعال قرار گرفته و جهانیان در ماجرای غزه متوجه شدند که صهیونیستها سالها به آنها دروغ گفتهاند و در واقع خوی حیوانی و وحشیگری خود را به نمایش گذاشتند.
