ایران با کمبود نفت و گاز روبهرو نیست؛ نیاز به یک معماری جدید برای حکمرانی انرژی دارد؛ معماریای که در آن قفل اتاقهای سیاستگذاری و تصمیمگیری با کلیدهای جدید باز شود تا با دور ریختن نقشههای قدیمی، طرحهایی نو طراحی و اجرا شود.

اقتصاد انرژی در جهان دیگر بر مدار گذشته نمیچرخد و قدرتهای بزرگ جهانی خود را با سیاستگذاریهای جدید در حوزه انرژی تجهیز کردهاند تا با چرخش چرخه انرژی از میدانهای بزرگ نفت و گاز به سمت اقتصاد روز، سهم سود خود را از بازارهای جهانی بردارند.
مشکل ایران کجاست؟
تقریباً هر تابستان و هر زمستان یک جمله در رسانههای ایران تکرار میشود؛ «مصرف از تولید پیشی گرفت.» نتیجه نیز معمولاً قابل پیشبینی است؛ خاموشی، محدودیت گاز صنایع، استفاده بیشتر از سوخت مایع در نیروگاهها، افزایش هزینههای دولت و شکلگیری دوباره بحث ساخت نیروگاه یا توسعه میادین گازی. اما یک پرسش اساسی کمتر مطرح میشود؛ اگر نسخههای فعلی درست هستند، چرا بحران هر سال تکرار میشود؟ واقعیت آن است که بسیاری از چالشهای امروز انرژی ایران، صرفاً نتیجه کمبود سرمایهگذاری یا رشد مصرف نیستند؛ بلکه محصول نوعی حکمرانی بخشی هستند؛ ساختاری که هر دستگاه، مسئله انرژی را از زاویه مأموریت خود میبیند، نه از منظر منافع کل اقتصاد.
