در پشت پردهٔ این رادیکالیسم چپ نوعی اپورتونیسم قرار داشت که پشت ویترین زیبایی به نام دفاع از انتخابات آزاد پنهان شده بود اپورتونیسمی که از یک سو دنبال کرسی در حاکمیت بود!
بررسیها در این زمینه نشان میدهد که در شرایط کنونی در جبهه اصلاحات کوشش میشود که به تعبیر اصلاحطلبان شکاف اجتماعی اصلاحطلبی در برابر اصلاحناپذیری نمایندگی شود اما به دلیل کاهش سرمایه اجتماعی این مسئله با توفیق چندانی طی سالهای گذشته همراه نبوده است.
از دیگر سو اما به دلیل امتناع شکلگیری احزاب بر پایه قدرت اجتماعی باید تصریح داشت که این مسئله موجب شده که جبهه اصلاحات کنونی زیر سایه دوگانه حزب اتحاد ملت -حزب کارگزاران سازندگی باشد. دوگانهای که جبهه اصلاحات را در میانه اصلاحطلبی بهمثابه پذیرش وضع موجود و اصلاحطلبی بهمثابه رویکرد رادیکالتر شناور کرده است. وجود احزاب صنفی معلمان، پزشکان، استادان دانشگاه و احزاب مربوط به زنان نیز بحران نمایندگی را حل نکرده است.

در همین رابطه اما پیشنهادات مطرحشده برای فراگیرتر ساختن جبهه اصلاحات در قالب ۳ دسته پیشنهاد قابل رصد است؛
