
به یغما و حراجرفتن آبروی صداوسیما از روزی آغاز شد که جامعه دیگر آن را رسانهی خود ندانست. از روزی که شأن رسانهی ملی به سمپاتِ گروهکی تنزل یافت که امتحان خود را به نظام و مردم پس دادند. از روزی اغاز شد که با نشنیدن و بازتاب ندادن صداهای اقشار مختلف ناخواسته یا خواسته شبکههای معاند خارجی را پربیننده کرد. بحران امروز حاصل کاشت بادی است که سالها پیش اغاز و امروز طوفانی بهپا کرده همه دوستداران ایران را آشفته ورنجور کرده است. کاهش بیننده و ریزش مخاطب فقط بخش کوچکی از اصل ماجراست. مسئلهی اصلی افول مرجعیّت رسانهای سازمانی است که قرار بود صدای همهی ایرانیان باشد.
به گزارش مجله خبری نگار،امروز در جایی ایستادهایم که در نگاه عموم جامعه صداوسیما بیش از آنکه نقشی فراگیر و ابزاری برای وفاق ملی ایفا کند به تریبونی برای یک فرقه سیاسی خاص تبدیل شده است. روزگاری منتقدان این رسانه عمدتاً بیرون از حاکمیت بودند ولی امروز بخش چشمگیری از انتقادها از درون ساختار رسمی کشور مطرح میشود. این تغییر مرزهای هشدار را رد کرده است. سقوط ازادی که دیگر نمیتوان آن را با بیانیه یا تکذیب یا تغییر چند مدیر متوقف کرد.
