به گزارش ایران24، مسئله صدای ساز در موسیقی، تنها به کیفیت نوازندگی یا ساختار فیزیکی یک ساز محدود نمیشود. آنچه مخاطب در نهایت از یک اثر موسیقایی میشنود، حاصل زنجیرهای از عوامل مختلف است، از جنس و ساخت ساز و شیوه نوازندگی گرفته تا نوع میکروفن، جایگذاری آن، فضای ضبط، صدابرداری، میکس و مسترینگ. در این میان، سازهای کوبهای به دلیل گستره وسیع دینامیکی، تعدد رنگهای صوتی و حضور فرکانسی خاص خود، همواره یکی از دشوارترین بخشهای ضبط آثار موسیقایی بودهاند.
آرش فرهنگفر، نوازنده نامدار تمبک، در این بخش از گفتوگو با ایران۲۴، از همین زاویه به مسئله صدای ساز میپردازد. او ابتدا درباره دشواری ضبط دف سخن میگوید. سازی که به اعتقاد او هنوز از نظر فناوری صدابرداری نتوانسته است به جایگاهی برسد که بتواند صدای واقعی و کامل آن را ثبت کند. این مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که دف در کنار سازهای دیگر یک گروه قرار میگیرد و صدابردار باید صدایی را ثبت کند که از یک سو هویت و کیفیت دف را حفظ کند و از سوی دیگر، مزاحمتی برای سایر سازها ایجاد نکند.
فرهنگفر برای توضیح این مسئله به تجربهای در سال ۱۳۸۴ اشاره میکند. زمانی که با گروه آبیدر و همراهی آقای ساعد کنسرت داشتند و آقای ملکوتی توانسته بود با استفاده از ترفندی در صدابرداری، صدایی مطلوب از دف دریافت کند؛ صدایی که هم هویت دف را حفظ میکرد و هم گروه را تحتالشعاع قرار نمیداد.
او سپس بحث را به تمبک میکشاند، سازی که به باور او، جزئیات صوتی آن ارتباط مستقیمی با جنس پوست و نحوه ساخت و نواختن ساز دارد. فرهنگفر درباره استفاده از پوست بز و تأثیر آن بر لرزش، نرمی و روانی صدا در ناحیه میانی تمبک و همچنین شفافیت، بلوری و کریستالی بودن صدای کنارههای ساز توضیح میدهد. او تأکید دارد که تمبک باید ضمن برخورداری از حجم مناسب، شفافیت و تیزی صوتی خود را نیز حفظ کند.
در ادامه، پای یکی از مهمترین دغدغههای ناصر فرهنگفر، پدر آرش فرهنگفر، به میان میآید. دغدغهای درباره اینکه در برخی ضبطها و بهویژه در فرآیند میکس، صدای واقعی تمبک از بین رفته است. او برای این موضوع به آلبوم «چاووش ۴» اشاره میکند و معتقد است نباید صدایی را که در نتیجه میکس نهایی از تمبک شنیده میشود، الزاماً صدای واقعی ساز نوازنده دانست. از نگاه آرش فرهنگفر، شناخت صدای واقعی بزرگان تمبک نیازمند شنیدن اجراها و ضبطهای خصوصی و نمونههایی است که فاصله کمتری با صدای طبیعی ساز دارند.
بارها دیدهایم که صدای تمبک آنطور که باید در ضبطها اتفاق نمیافتد. این مشکل برای دف دهها برابر بیشتر و بدتر است. درباره مشکل ضبط دف توضیح بفرمایید.
آرش فرهنگفر: معضل تمبک در ضبط، مشکلات زیادی دارد، اما قابل مقایسه با دف نیست. دف اساساً، به نظر من، هنوز از لحاظ تکنولوژی صدا به آن جایگاهی نرسیده است که بتواند صدای دف را بهدرستی دریافت کند. در نوازندگی دف در گروهها، مشکلات زیادی داریم. باید صدایی از دف دریافت شود که همپای دیگر سازها باشد و در عین حال مزاحمت ایجاد نکند.
این مسئله بسیار مهم است. برای مثال، یک بار آقای ملکوتی این کار را انجام دادند و آنقدر صدای خوبی از دف گرفتند که هم صدای دف بود و هم گروه را تحتالشعاع قرار نمیداد. سال ۱۳۸۴ با گروه آبیدر و با آقای ساعد کنسرت داشتیم. ایشان این کار را انجام دادند و بسیار ترفند خوبی استفاده کردند. صدای ساز وجود داشت، اما مزاحمت ایجاد نمیکرد.
اکثراً دف اینگونه است. نه صدای خودش بهخوبی و با کیفیت ضبط میشود و نه در میکس و مستر با دیگر سازها بهدرستی ترکیب میشود.
