ساناز طغرائی، روانشناس در گفتوگو با «جوان»: اولین قدم برای کمک به فرزندانمان، گوش دادن به او و فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساساتش است
جوان آنلاین: هر صدایی گوشهایش را تیز میکند تا بداند دلیلش چیست، خنده از روی لبانش هنگام بازی محو میشود و میخواهد سریع پناه بگیرد، وقتی میفهمد که دلیل صدایی که شنیده، موشک و انفجار نبوده، نفس راحتی میکشد و همانطور که قلبش دارد تند تند میزند به جمع دوستانش ملحق میشود و دوباره بازی میکند. این ترسی است که همراهش است، ترس از موشک و بمباران، ترس خراب شدن خانه یا از دست دادن پدر و مادرش، ترسی که هنوز بهطور کامل از ذهن و قلبش پاک نشده و با هر صدایی که منبع و دلیل آن را نمیداند، آشفته میشود.
کودکان در شرایط بحرانی، چون جنگ و حتی پس از آن، با ترسهای درونی و اضطرابهای عمیقی دست و پنجه نرم میکنند. ترسهایی که گاهی در رفتارهایشان، نقاشیها و حتی در خواب شبانه خود را نشان میدهند. اما در چنین شرایطی، آیا همه این ترسها طبیعی است؟ چه زمانی این ترسها جای نگرانی دارد؟ والدین چگونه میتوانند این اضطرابها را شناسایی کنند و به فرزندانشان کمک کنند؟ اینها تنها بخشی از سؤالاتی است که امروز بسیاری از والدین با آن مواجه هستند. در این میان، روانشناسان معتقدند، اولین قدم در این مسیر، گوش دادن به فرزندان و فهمیدن احساسات آنها بدون هیچ قضاوتی است، اما چگونه باید این احساسات را شناسایی کرد و چه نشانههایی از این اضطرابها باید والدین را به اقدام جدی و مشاوره تخصصی سوق دهد؟
ترسهای پنهان کودکان
«به محض آنکه صدایی از طبقه بالای خانهمان میآید، یاد همسایهمان در رو باز و بسته میکند یا از کوچه سروصدایی مثل برخورد دو چیز با یکدیگر به خانهمان میرسد، چشمهای دخترم وحشتزده میشود. انگار هنوز هم، صدای موشکها و انفجارها در گوشش است.» اینها را مادر یک دختربچه هفتساله میگوید که نمیداند برای این میزان ترس فرزندش چه کاری باید انجام دهد.
