
به گزارش خبرآنلاین رونامه اعتماد نوشت:میتوان از این رسانه خواست معنای ملی بودنش را در کفه ترازو بسنجد. میشود او را مجاب و قانع کرد که تن به اصلاحاتی بدهد. هر چند اینگونه تن دادنها نوشداروی موقتی معنا میگیرد ولی میتوان از نقطهای شروع کرد که به صواب و ثواب همگان باشد.
ساز و کار رادیو و تلویزیون مشخص است. میتوان با مدیریتی ملی و همهنگر از این وضع نجاتش داد.
شاید مدیران این رسانه در جواب منتقدان داد سخن دهند که میزان مخاطب و رضایتمندی در نظرسنجیهای مختلف نشانگر استقبال است و بس. خب از همین منظر اگر وارد شویم مدخل مناسب و درخوری است. برای اثبات برادری و مقبولیت این انگاره که جای پرسشهای بیشماری دارد، میتوان پیشنهاد داد که بر سبیل اتفاق اینگونه شود که گروههای شناسنامهدار سیاسی و اجتماعی و دارای مرجعیت بین مردم هر یک مدت زمان خاصی عهدهدار برنامههایی در کنداکتور تلویزیون و رادیو شوند. این اجازه به آنها داده شود که در بازه زمانی مشخصی برنامههایی را روی آنتن برند و میزان استقبال نیز رصد شوحرفهای و کاریشان مشخص است. هم در گروههای تحولخواه و هم در سمت اصولگرایان سنتی و میانهرو هستند افرادی که ذیل خطوط ترسیم شده مرجعیت از دست رفته رسانه ملی را احیا کنند.
این روزها که طنین وحدت مردم با دسیسههایی نشانه میرود بد نیست میدانی هم به دیگران در تلویزیون داد. دیگرانی که طی یک سال گذشته نشان دادهاند دستکمی در وطنپرستی و ایراندوستی از هموطنان دارای تریبون ندارند. با این توفیر که رسانه و مرجعی برای بیان دیدگاهها ندارند.
شیفتی و نوبتی شدن تلویزیون شاید در نگاه اول شدنی نباشد ولی مگر میتوان کتمان کرد که هر ناشدنیای در ابتدای امر مخالفانی دارد؟ اگر همزمان موافق و مخالف در یک بستر توان واگویه داشته باشند، بسیاری از ناشدنها شدنی میشود که مفهوم رسانه ملی هم جز این نیست… .
17302
