
خاطرهبازی با مسعود فروتن به مناسبت انتشار «میترا هستم»؛
صحبت با بیژن الهی من را نویسنده کرد
مسعود فروتن به بهانه انتشار نوولای «میترا هستم» از شروع نویسندگی میگوید، تشویق بیژن الهی، نوشتن خاطرهی ۱۲ سالگیاش دربارهی تلاش برای هنرمند شدن، و شکلگیریِ اولین کتابش از دلِ عشقِ خواهرانه و خاطرات نوجوانی. او همچنین خاطراتش را در تئاتر و تلویزیون مرور میکند.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – بهاءالدین مرشدی؛ قصههایی که مسعود فروتن برای آدم تعریف میکند یک حال و هوای عجیبی دارد. قصه کار خودش را میکند و لحن حرف زدن فروتن هم کار خودش را میکند. لطافت قصه زیاد است و نحوه تعریف کردن قصهگو هم حکایت دیگری است، این است که وقتی پای حرفهای او مینشینید دوست دارید خاطه بشنوید، دوست دارید او از گذشتهها مدام با شما حرف بزند و شما هم سرک بکشید به خاطرات او که با دیگر بزرگان هنر این مملکت گره خورده است. در این گفتوگو تصویر کودکی را میبینید که دلش میخواهد هنرمند بشود و بالاخره هنرمند میشود، شما تصویر مردی را میبینید که دوست دارید مدام سرک بکشید به خاطراتی که از دیگران دارد و هی از این و هی از آن آدم حرف بزنید اما آنقدر شیرین قصههایش را شیرین تعریف میکند که دلتان نمیخواهد توی حرفهای او ئارد شوید و میخواهید روال طبیعی خودش را طی کند، اما چه میشود کرد که همیشه وقت سر ناسازگاری دارد و تمام میشود. به بهانه نوولای تازهای که در انتشارت بدرقه جاویدان با عنوان «میترا هستم» از مسعود فروتن منتشر شده به سراغ او میروم و پرسشهایم از چگونگی ورود به هنر و در نهایت به نویسندگی میپرسم که در ادامه میخوانید.
مسعود فروتن در طول چند دهه فعالیت، تجربههای متفاوتی در تلویزیون، تئاتر، اجرا، بازیگری و نویسندگی داشته است. اگر بخواهیم به آغاز این مسیر برگردیم، علاقه به هنر از چه زمانی و چگونه در زندگی شما شکل گرفت؟
