07 ارديبهشت 1397
در آن زمان که اکثر بچههای انقلابی به ظاهرشان اهمیت نمیدادند ابراهیم با ظاهری آراسته و کت و شلوار به مدرسه میآمد. چهره زیبا و نورانی، کلامی گیرا و رفتاری صحیح، از او معلمی کامل ساخته بود. در کلاسداری بسیار قوی بود. به موقع میخندید. به موقع جذبه داشت.
راوی: عباس هادی
ابراهیم میگفت: اگر قرار است انقلاب پایدار بماند و نسلهای بعدی هم انقلابی باشند باید در مدارس فعالیت کنیم، چرا که آینده مملکت به کسانی سپرده میشود که شرایط دوران طاغوت را حس نکردهاند!
وقتی میدید اشخاصی که اصلا انقلابی نیستند، به عنوان معلم به مدرسه میروند خیلی ناراحت میشد. میگفت: بهترین و زبدهترین نیروهای انقلابی باید در مدارس و خصوصاً دبیرستانها باشند! برای همین، کاری کم دردسر را رها کرد و به سراغ کاری پردردسر رفت، با حقوقی کمتر! اما به تنها چیزی که فکر نمیکرد مادیات بود. میگفت: روزی را خدا میرساند. برکت پول مهم است. کاری هم که برای خدا باشد برکت دارد.
