۱۶:۰۳ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
جنگ برای خیلیها با صدای انفجار، خاکریز و میدان نبرد معنا میشود، اما برای خانواده برخی شهدا، سالهای جنگ با انتظار گره خورد.
باشگاه خبرنگاران جوان – هنوز ۱۳ سالش تمام نشده بود که پا به میدان جنگ گذاشت؛ نوجوانی از نقنه که در عملیات والفجر۴ هنگام باز کردن معبر برای رزمندگان، روی مین رفت، مجروح و اسیر شد و سرانجام در غربتِ بیمارستان الرشید عراق به شهادت رسید؛ پیکرش اما ۹ سال بعد به وطن بازگشت تا قصه انتظار خانوادهاش پایان بگیرد.
جنگ برای خیلیها با صدای انفجار، خاکریز و میدان نبرد معنا میشود، اما برای خانواده برخی شهدا، سالهای جنگ با انتظار گره خورد؛ انتظار برای خبری از فرزندی که رفت و بازنگشت، انتظار برای یک نشانی و سرانجام انتظار برای پیکری که سالها در غربت ماند.
در میان این روایتها، قصه عبدالعظیم خلیلزاده، نوجوان ۱۳ساله اهل نقنه در شهرستان بروجن چهارمحال و بختیاری، قصه پسری است که با وجود سن کم، راهی جبهه شد، تخریبچی شد و در حالی که برای باز کردن معبر نیروهای رزمنده تلاش میکرد، بر اثر انفجار مین مجروح و به اسارت نیروهای عراقی درآمد؛ قصهای که پایانش نه در روز شهادت، بلکه ۹ سال بعد و با بازگشت پیکر او به زادگاهش رقم خورد.
