میگویند حتی حاضر شدیم با ویتکاف (به قول پزشکیان، شیاد) مذاکره مستقیم کنیم، اما سر قرار نیامد. امریکا هرگز قراری جز تسلیم محض با ما ندارد. حتی با تسلیم محض هم همه تحریمها را برای ما برنمیدارد. شواهد بسیار است؛ اکنون با همه دنیا تعرفه سنگین وضع میکند که نوعی تحریم است، حتی از تحریم ایران بدتر، زیرا هم تسلیم است، و هم تحریم. حالا که امریکا نمیآید و نخواهد آمد، دیگر باید به فکر جایگزین تازهای بود. اگر کسی با این شیاد نازکن هنوز برنامهای در سر و خیال دارد یا هنوز چشمانتظار است، خدا به او ایمان بدهد و قبل از آن کمی عقل. اما بهترین چیز برای اینان فرصت استراحت و خروج از بازیهای سیاسی است
جوان آنلاین: یک مقام ارشد امنیتی- سیاسی کشور به مدیران رسانهها به این مضمون گفته است که «ما همهکار کردیم (تا توافقی بشود و اسنپبک اجرا نشود)، اما نشد و امریکاییها قبول نکردند». حالا سخنگوی دولت هم میگوید که «مردم بدانند، ایران پیشنهاد مذاکره مستقیم با ویتکاف با حضور وزیران سه کشور اروپایی و آژانس را داد. آن کسی که سر قرار نیامد آقای ویتکاف بود». ترکیب این دو سخن فقط این نیست که یکی از آن «همهکار»ی که گفته شده، پذیرش مذاکره مستقیم با ویتکاف بوده، بلکه نشان میدهد ایران با سبدی از پیشنهادهایی که علیالاصول و منطقاً باید امریکا میپذیرفته، به سمت ملاقات با ویتکاف رفته، اما او دستور گرفته بوده است کر، چرا نمیکنید؟!» من معمولاً به این نقطه از بحثها که میرسم میگویم «شما یک زمان از تاریخ بعد از جنگ هشتساله را نشان دهید که گروههای سیاسی در ایران متحد و متفق بوده باشند تا کشور را مستقل از امریکا اداره کنند؛ نبودند و نخواستند و نشد». این حرف ظاهر سادهای دارد که روشنفکران نمیپسندند، اما باطن حرف همه حقیقت تاریخ چند دهه اخیر ما را دربرگرفته است. همین حالا بعد از جنگ ۱۲ روزه داریم نشان میدهیم که برای تفرق و تفرقهافکنی و جادهبازکنی برای «نیامدن ویتکاف» چقدر استعداد داریم. البته از مجموع واکنشهای برخی نخبگان سیاسی به ماجراهای اخیر و معاملهای که امریکا با ایران در مذاکرات مسقط کرد، بوی بیداری و واقعبینی میآمد. اما باد امریکا برای از بین بردن این بوهای واقعگرایانه متأسفانه تند و توفنده است.
شیاد نیامد. هرگز بنا نبود آنطور بیایند که بهکار ما بیاید. اگر تا حالا میگفتیم بدون امریکا نمیشود پیشرفت کرد و اقتصاد را نجات داد و دلار را پایین آورد، حالا که امریکا نمیآید و نخواهد آمد، دیگر باید به فکر راه جایگزین بود. اگر کسی با این شیاد نازکن هنوز برنامهای دارد یا هنوز چشمانتظار است، خدا به او ایمان بدهد و قبل از آن کمی عقل؛ و بیشتر از همه فرصت استراحت و خروج از بازیهای سیاسی.
| سردبیر
