شکنجه شرم‌آور جلاد ساواک روی جوان انقلابی/شلاق‌هایی که پسر حجت‌الاسلام لاهوتی خورد

کنارش رفتم و دستم را زیر سرش گذاشتم. بغضش ترکید و شروع به گریه کرد. گفتم «برای چه گریه می‌کنی؟ خب کتک خوردی، دفعه اولت که نبود. فکر می‌کنم این‌بار، آخرین‌مرحله بود. دیگر تمام شد. چرا گریه می‌کنی؟» گفت «نمی‌دانی چه بلایی سرم آوردند!» مایل نبود بگوید چه بر او گذشته ولی پس از کمی دلجویی گفت از این‌در که بیرون رفتم، منوچهری یقه‌ام را گرفت و کله‌ام را به آهن‌ها کوبید. من افتادم زمین. بعد او رفت روی پاهایم ایستاد...

شکنجه شرم‌آور جلاد ساواک روی جوان انقلابی/شلاق‌هایی که پسر حجت‌الاسلام لاهوتی خورد

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سومین‌بخش از پرونده مرور خاطرات احمد احمد مبارز انقلابی پیش از انقلاب که شکنجه‌های زیاد و مختلفی را زیر دست جلادان رژیم پهلوی دیده، به یکی از خاطرات او از شب و روزهای حضور در کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک اختصاص دارد. 

در این‌خاطره احمد ضمن حضور در سلول‌های کمیته مشترک ضد خرابکاری، ابتدا با جوانی ورزشکار که قهرمان پرتاب نیزه بوده مواجه می‌شود. سپس شاهد گریه‌های یک‌جوان دانشجو و انقلابی بوده که به‌شدت توسط «دکتر منوچهری» بازجوی بی‌رحم و معروف ساواک شکنجه شده بود. این‌خاطره همچنین یکی دیگر از جنایت‌های منوچهری را روایت می‌کند که باعث شده پدر احمد احمد، دچار رعشه و لقوه در بدن و فک و گفتار شود. 

در ادامه مشروح این‌خاطره را از مجموعه خاطرات احمد احمد می‌خوانیم:

***

بعد از این‌که از کتک و بازجویی من نتیجه نگرفتند، به یک سلول با ابعاد حدود یک و نیم در دو و نیم متر مربع منتقلم کردند. قبل از من فردی آن‌جا بود که پاهایش زخمی شده بود، ولی زخم‌هایش خیلی جدی نبود. او با این‌که ماه رمضان بود، نه نماز می‌خواند و نه روزه می‌گرفت، ولی من از همان‌شرومادر منوچهری، وقتی دست‌هایم را به آهن‌ها بسته بودند،‌ آمد و دستش را به نرده‌های آهنی گرفت و رفت روی شانه‌ام، شلوارش را پایین کشید و ادرار کرد. از فرق سر تا نوک انگشت پایم نجس شد…» حرفش که به اینجا رسید هق‌هق‌ شروع به گریه کرد. گفتم «برادر من! اینکه چیزی نیست، شکنجه نیست! تو الان سر تا پایت با ادرار نجس است، ولی قبلا خونین و چرکین بود، گریه ندارد.» گفت «آخر چطور نماز بخوانم؟» گفتم «با همین‌وضع تیمم کن، دستت را روی همین‌زیلو بزن و تیمم کن! با همین‌سر و وضع نماز بخوان! لا یکلف‌الله نفسا الا وسعها. و تو باید افتخار کنی که به خاطر مبارزه در راه خدا، این‌بلا سرت آمده، بدان این‌نمازت از هر نماز دیگرت در هر وقت دیگر مقبول‌تر است.»

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *