تهران را میتوان نسخه کوچک شدهای از ایران دانست، شهری که تقریباً تمام شاخصهای یک کشور را در خود جای داده است. از مراکز اصلی تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی گرفته تا بزرگترین مراکز درمانی، فرهنگی و آموزشی کشور در پایتخت متمرکز شدهاند
جوان آنلاین: تهران را میتوان نسخه کوچک شدهای از ایران دانست، شهری که تقریباً تمام شاخصهای یک کشور را در خود جای داده است. از مراکز اصلی تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی گرفته تا بزرگترین مراکز درمانی، فرهنگی و آموزشی کشور در پایتخت متمرکز شدهاند. نتیجه چنین تمرکزی، انباشت جمعیت، خودرو، موتورسیکلت و سفرهای درونشهری است؛ وضعیتی که ترافیک را از یک مسئله شهری به یک بحران دائمی تبدیل کرده است.
براساس آمارهای رسمی، تهران حدود ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جمعیت ثابت و نزدیک به ۴ میلیون نفر جمعیت شناور دارد. در این شهر بیش از ۴میلیون و ۷۰۰ هزار خودرو و تقریباً همین تعداد موتورسیکلت در حال تردد هستند. اعداد به تنهایی گویای حجم فشار وارد شده بر شبکه معابر پایتخت هستند، اما آنچه در کف خیابان دیده میشود تنها تراکم ترافیک نیست، بلکه نوعی فرسایش تدریجی نظم اجتماعی است.
سرگیجه قانون
کافیست سری به خیابانهای اطراف بازار تهران، مولوی، شوش، خیام و بخشهایی از جنوب پایتخت زده شود. موتورسیکلتهایی که پیادهرو را به مسیر اختصاصی خود تبدیل کردهاند، خودروهایی که خطوط ویژه را اشغال میکنند و رانندگانی که چراغ قرمز را نه یک الزام قانونی، بلکه یک پیشنهاد اختیاری تلقی میکنند. در چنین فضایی، قانون بیش از آنکه اجرا شود، مشاهده میشود. خطوط ویژه اتوبوس که باید به تسهیل حملونقل عمومی کمک کنند، در بسیاری از ساعات روز در تصرف موتورسوارانی است که بدون کمترین نگرانی از جریمه یا توقیف در آن حرکت میکنند. پیادهروها که باید امنترین بخش معابر برای شهروندان باشند، به گذرگاه وسایل نقلیه تبدیل شدهاند. نتیجه این وضعیت، کاهش احساس امنیت، افزایش تنشهای اجتماعی و رشد تدریجی بیاعتمادی به کارآمدی قوانین است.
