کار، تمام شده بود. چه کسی میتوانست در برابر ۱۳۲ کماندوی آبدیدهی ارتش آمریکا بایستد؟ به حساب «جیمی کارتر»، هیچکس! و نام عملیات، «پنجه عقاب» شد.
حجت الاسلام «محمدجواد زنجانی طبسی»، یکی از شاهدان عینی شکستن «پنجه عقاب» در طبس بود. او به همراه دو نفر از همکارانش یک روز پس از این ماجرا یعنی در ششم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ و برای محافظت، به نزدیکترین نقطه جایی رفت که گورستان آمریکاییها شده بود. حجتالاسلام زنجانی، جزییات آن روز را اینطور به خاطر میآورَد: «وقتی رسیدیم هنوز آتش و دود بود که از هواپیماها و هلیکوپترهای سوختهی دلتا فورسها بلند بود. تجهیزاتی که کماندوهای آمریکایی با خودشان آورده بودند جلوی چشمهایمان بود؛ بالگرد و هلیکوپتر و اسلحه! با خودمان گفتیم همه اینها فقط برای آزاد کردن چند گروگان؟ اما نه، از همان لحظات ابتدایی برای همهمان مشخص شده بود که هدف اصلیشان ضربه زدن به مراکز مهم تهران بود و در نهایت، بردن گروگانها.»
عملیات قدرتمندانه
همه شرایط برای یک حمله نظامی استراتژی آماده شده بود. کماندوها حتی وضعیت آب و هوایی منطقه را بررسی کرده بودند و در سامانههای پیشرفته هواشناسیشان هیچ خبری از طوفان شن نبود. «همیلتون جردن»، معاون رییس جمهور وقت آمریکا «پنجه عقاب» را یک عملیات قدرتمندانه دانسته بود که به دلیل شکست آمریکا در برابر مقاومت ایران نقشهچینی شده بود. او بعدها در تحلیل دلیل انجام این عملیات توسط آمریکاییها در کتابش «بحران»، نوشت: «تصمیم به انجام یک عملیات نجات قدرتمندانه در قلب ایران، زمانی از سوی جیمی کارتر اتخاذ شد که همه تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی تا آن زمان بی نتیجه مانده بود.»
