13 اردیبهشت 1402 – 09:48
10 دی ماه سال ۹۳ مادری نگران با مراجعه به پلیس گفت 2 ماه است از دختر ۳۰ سالهام به نام مریم هیچ خبری ندارم. دامادم ادعا میکند دخترم را طلاق داده است ولی اگر دخترم از شوهرش جدا شده بود حتماً پیش من میآمد.

به گزارش سیتنا، وی ادامه داد: آخرین بار قرار بود خانهای را که سه دانگ آن به نام من و سه دانگ به نام مریم بود بفروشیم. به همین خاطر به بنگاه رفتیم، اما آن روز میان من و دامادم بحث شد و دامادم قهر کرد و از بنگاه بیرون رفت. بعد از آن روز دیگر دخترم را ندیدم فقط پیامکی توهینآمیز از موبایلش به من ارسال شد که شوکه شدم و پس از آن هم دیگر جوابم را نداد. حالا دامادم میگوید مریم را طلاق داده است اما گمان میکنم او دروغ میگوید.
همین کافی بود تا هومن، شوهر مریم بازداشت شود اما او ادعا کرد از سرنوشت همسرش هیچ اطلاعی ندارد و مریم را طلاق داده است.
اعتراف به قتل همسر
در حالی که 9 ماه از این ماجرا گذشته بود پلیس دریاف اگر میدانستم خانه مشکل دارد آن را نمیخریدم.
رضا که خریدار ویلای کلاردشت بود، به عنوان متهم بعدی در جایگاه ایستاد و گفت: من ملک را برای سرمایهگذاری خریدم. هومن مدعی بود به خاطر ترخیص کالاهایش از گمرگ ناچار شده ملک را زیر قیمت بفروشد. من تا لحظهای که پلیس وارد ماجرا نشده بود نمیدانستم حقیقت چیست. دو متهم دیگر نیز مدعی شدند اصلاً در جریان این ماجرا نبودهاند.
با پایان دفاعیات متهمان، هومن بار دیگر روبهروی قضات ایستاد و گفت: من در آستانه اعدام هستم و ممکن است تا یک ماه دیگر اعدام شوم. من امیدی به زندگی ندارم و فقط میخواهم حقیقت را بگویم؛ بخشی از اتهامهایی که به من زده شده به خاطر افرادی است که به جای کمک کردن به من فقط به فکر منافعشان بودند.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.
انتهای پیام
