تلفاتی که در مرحله اول و دوم عملیات در اردیبهشت ۶۱ به تیپ بدر وارد شده بود، باعث شد تا در مرحله سوم شرکت نکند و به استراحت و بازسازی بپردازد. بعد از بازسازی گردانها، دوباره به عملیات برگشتیم و در مرحله چهارم که همان آزادسازی شهر بود شرکت کردیم و به این ترتیب رزمندگان خرمشهری آزادی شهرشان را دیدند
جوان آنلاین: تیپ ۲۲ بدر چند ماه قبل از عملیات الی بیتالمقدس و برای شرکت در این عملیات تشکیل شده بود. عمده نیروهایش را بچههای سپاه خرمشهر و بسیجیهای بومی این شهر تشکیل میدادند. روز ۱۰ اردیبهشت سال ۶۱ رزمندگان خرمشهری به استعداد چهار گردان بعلاوه دو گردان از رزمندگان لرستانی در تیپ بدر گردآمدند تا به همراه دیگر یگانها وارد عملیات آزادسازی خرمشهر شوند. در آن مقطع حسن آذرینیا، مسئول تعاون رزم تیپ ۲۲ بدر بود. خودش میگوید: تنها یک شب قبل از شروع عملیات به اهواز رفتیم تا ملزومات تعاون را تهیه کنیم. به حتم این عملیات شهدای بسیاری داشت و ما حتی کارت پلاک برای رزمندههای تیپ نداشتیم… گفتوگوی ما با مسئول تعاون رزم تیپ بدر، حسن آذرینیا در عملیات الیبیتالمقدس (آزادی خرمشهر) را پیش رو دارید.
گفتوگوی ما زمانی منتشر میشود که ۴۳ سال پیش در چنین روزهایی مرحله اول عملیات الیبیتالمقدس به اتمام رسیده و مرحله دوم در شرف آغاز بود. در آن مقطع شما چه مسئولیتی داشتید؟
من مسئول تعاون رزم تیپ ۲۲ بدر بودم. این تیپ بهمن یا اسفند سال ۶۰ با دستور فرمانده وقت سپاه تشکیل شد. اعلام شده بود عملیاتی در پیش است و ما باید خودمان را برای ورود به این عملیات آماده کنیم. در آن مقطع شهید دکتر عبدالرضا موسوی، فرمانده سپاه خرمشهر بود و تشکیل تیپ بدر هم به سپاه خرمشهر ابلاغ شد. اما شهید موسوی، فرماندهی تیپ را نپذیرفت و برادر نورانی فرمانده آن شد. خود شهید موسوی هم فرماندهی عملیات تیپ را برعهده گرفت.
تیپ بدر قرار بود از چه محوری وارد عملیات شود؟
ما قرار بود از منطقه دارخوین و تقریباً از ۲۵ کیلومتری خرمشهر وارد عمل بشویم. برای ورود به عملیات باید از کارون عبور میکردیم و تا جاده مواصلاتی اهواز-خرمشهر میرفتیم و این جاده را قطع میکردیم. مرحله اول عملیات مأموریتمان رفتن به همین جاده مواصلاتی بود. منتها یکسری مسائل و مشکلات باعث شد تا سروقت به منطقه مورد نظر نرسیم. در واقع در محاسبات اشتباهاتی صورت گرفته بود. شب که راه افتادیم باید تا قبل از روشنایی هوا به جاده میرسیدیم، اما این امر میسر نشد و وقتی هوا روشن شد، ما هنوز به دژ دشمن نرسیده بودیم. درگیری که پیش آمد، دشمن از روی دژ که به ارتفاع ۴ الی ۵ متر بود، بچههای ما و رزمندگان یگانهای چپ و راست تیپ ما را روی دشت صاف مورد هدف قرار داد. متأسفانه در این مرحله آسیب زیادی به نیروهای ما وارد شد و شهید و مجروح زیادی دادیم.
مسئولیت تعاون رزم چه بود؟
در کل بچههای تعاون در هر عملیاتی و در مرحله اول باید به شهدا و مجروحین رسیدگی میکردند. البته عرض کنم آن موقع بهداری هم زیر نظر تعاون رزم بود. ما باید پیکر شهدا را تحویل میگرفتیم، شناسایی و ساماندهی میکردیم و هر شهیدی را به شهر خودش میفرستادیم. مجروحین را هم که باید پوشش میدادیم. اما مشکلی که وجود داشت، تیپ ما تازه تشکیل شده بود و هنوز ما در تعاون تیپ هیچ امکاناتی نداشتیم. حتی کارت و دفتر پلاک که مشخصات رزمندهها را آنجا ثبت کنیم نداشتیم. خب یک رزمنده اگر شهید میشد، در وهله اول از روی پلاکش شناسایی میشد. در واقع تعاون تیپ هیچ امکاناتی برای شرایط عملیاتی نداشت.
