عصر ایران ؛ علی محبوبی – مدیریت شهری در ایران، سالهاست که در تلهای استراتژیک گرفتار شده است. ما نهادی را به نام شورای شهر بر گردهی سیستم شهری سوار کردهایم که در معماری سازمانی، دچار شکاف میان مسئولیت و اختیار است. از منظر نظریه سیستمها، هر واحد تصمیمگیر اگر به منابع و ابزارهای اجرای تصمیماتش دسترسی نداشته باشد، عملاً به یک “واحد هزینهزا” بدل میشود.
ارتقای اختیارات شوراها به سطح “حکمرانی یکپارچه شهری”، تنها یک اصلاح قانونی ساده نیست؛ بلکه مستلزم یک جراحی عمیق در توزیع قدرت در نظام مدیریت کشور است. سیستم فعلی ایران بر مدار “تمرکزگرایی نهادی” طراحی شده است. انتقال اختیاراتی نظیر پلیس محلی، آموزش، بهداشت، خدمات زیرساختی همچون آب، برق و گاز و غیره به نهادهای محلی، به معنای خروج لایههای عملیاتی حاکمیت از سیطره وزارتخانههای بالادستی است. از منظر مدیریت استراتژیک، این اقدام باعث ایجاد “جزایر قدرت” در اقصی نقاط کشور میشود که یکپارچگی سیاستگذاری کلان را به چالش میکشد. به همین دلیل، در سطح کلان حاکمیتی، تمایلی برای این جراحی دیده نمیشود؛ چرا که ریسک “واگرایی مدیریتی” در صورت عدم وجود نهادهای ناظر قدرتمند محلی، بسیار بالاست.
در ادبیات مدیریت شهری مدرن، حکمرانی شهری بر پایه مدیریت یکپارچه استوار است. شورای شهر در ایران، فاقد اهرمهای قدرت در حوزههای مختلف خدماتی است. وقتی ۸۰ درصد شریانهای حیاتی شهر توسط نهادهای ملی container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
