
به گزارش مجله خبری نگار، مردی با ریش و سبیل، چادر گلدار سر کرده، صدایش را نازک کرده و با چند حرکت اغراقآمیز قرار است نقش یک زن را برای ریلز اینستاگرامی بازی کند؛ آنهم براساس کلیشههای نخنما، مثل مادری که مدام غر میزند، زنی که ساعتها پشت تلفن است، کارمندی که هم ادایی است و هم دیرفهم، یا همسری که جهانش در دعواهای خانوادگی با خواهرشوهر خلاصه میشود. این ایدههای تکراری مدتی است به یکی از فرمولهای پربازدید کمدی در اینستاگرام تبدیل شده؛ فرمولی تکراری و اغلب بینیاز از هر ایده خلاقانه. اما مسئله فقط ابتذال محتوایی نیست. پرسش جدیتر این است که وقتی خنده مخاطب از دل تحقیر کلیشهای زنان و مادران تولید میشود، دقیقاً چه چیزی در فرهنگ عمومی، در خانواده و در نگاه نسل تازه به زن بودن فرسوده میشود؟
