شهید قجه‌ای از شدت خستگی در خط مقدم بی‌هوش شده بود

با دوربین دیدم تعداد زیادی نیرو در جاده تردد می‌کنند. تشخیص ندادم خودی هستند یا دشمن! سریع رفتم با حسین قجه‌ای مشورت کنم. اما هر کاری کردم نتوانستم او را بیدار کنم. دوباره به دیدگاه برگشتم. وقتی وضعیت را نگاه کردم احساس خطر جدی کردم. دوباره برگشتم و هر شکلی بود ایشان را بیدار کردم. آنقدر خسته بود که به زور چشمش را باز کرد

با دوربین دیدم تعداد زیادی نیرو در جاده تردد می‌کنند. تشخیص ندادم خودی هستند یا دشمن! سریع رفتم با حسین قجه‌ای مشورت کنم. اما هر کاری کردم نتوانستم او را بیدار کنم. دوباره به دیدگاه برگشتم. وقتی وضعیت را نگاه کردم احساس خطر جدی کردم. دوباره برگشتم و هر شکلی بود ایشان را بیدار کردم. آنقدر خسته بود که به زور چشمش را باز کرد

جوان آنلاین: سردار جانباز محمدرضا نامی از رزمندگان و فرماندهان شناخته شده لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) است که در سابقه جهادی خود، فرماندهی تیپ ذوالفقار از لشکر ۲۷ را نیز دارد. او که از مقطع حضور در کردستان همراه حاج احمد متوسلیان شده بود، بعد از تشکیل تیپ ۲۷ به این یگان آمد و در عملیات الی بیت‌المقدس یا همان آزادسازی خرمشهر، شاهد حماسه آفرینی گردان‌های تیپ محمدرسول‌الله (ص) نظیر گردان حبیب به فرماندهی شهید محسن وزوایی و همچنین گردان سلمان به فرماندهی شهید حسین قجه‌ای بود. سردار نامی در ماجرای مقاومت گردان سلمان روی جاده اهواز- خرمشهر در کنار شهید قجه‌ای بود و وقایعی را به چشم دید که در نوع خود کم نظیر است. در حالی که در ایام انجام عملیات الی بیت‌المقدس (۱۰ اردیبهشت تا ۳ خرداد ۶۱) هستیم، در گفت‌و‌گو با این جانباز دفاع مقدس، بخش‌هایی از خاطراتش را از این عملیات تقدیم حضورتان می‌کنیم. 

ورود شما به جبهه چگونه بود و آن زمان چند سال داشتید؟
پس ازآن‌که جنگ عراق با ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد با وجود اینکه ۱۷ ساله بودم، اما دغدغه این را داشتم خودم را به جبهه برسانم. من هم مانند خیلی از نوجوانان و افراد مختلف که به عنوان نیرو‌های مردمی بسیج خودشان را به جبهه می‌رساندند، با پیگیری مداوم و طی کردن آموزش نظامی از دی سال ۵۹ وارد جبهه شدم. اولین حضورم در جبهه در منطقه کردستان و مریوان بود که تحت فرماندهی حاج احمد متوسلیان قرار داشت. از آن زمان تا پایان جنگ در جبهه ماندم. در تمام عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس به جز عملیات والفجر ۱۰ حضور داشتم. 

از چه موقعی وارد تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله شدید؟
در عملیات بیت‌المقدس من به عنوان مسئول واحد دیده‌بانی در گردان ذوالفقار خدمت می‌کردم. ذوالفقار یکی از گردان‌های تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله بود که سلاح‌های سنگین را سازماندهی و به کارگیری می‌کرد. از همان زمان در تیپ ۲۷ به عنوان مسئول واحد دیده بانی گردان ذوالفقار به فرماندهی شهید ناهیدی انجام وظیفه می‌کردم. در تمام مراحل عملیات الی بیت‌المقدس حضور داشتم و دو بار دراین عملیات مجروح شدم. 
 سال ۶۲ پس از شهادت شهید نورانی، فرماندهی تیپ ذوالفقار به عهده شهید کابلی افتاد به عنوان جانشین شهید کابلی در تیپ ذوالفقار مشغول بودم. از سال ۶۳ تا سال ۶۵ فرماندهی تیپ ذوالفقار برعهده‌ام بود. بعد از مجروحیت و رفتن به دوره دافوس بنابر درخواست شهید تهرانی‌مقدم، وارد مجموعه موشکی شدم و همکاری‌ام را از سال ۶۷ با شهید تهرانی مقدم در مجموعه فرماندهی موشکی ادامه دادم. 

به عنوان یک رزمنده دفاع مقدس، جایگاه عملیات الی‌بیت‌المقدس در تاریخ جنگ را چطور ارزیابی می‌کنید؟
قبل از انجام عملیات بیت‌المقدس سه عملیات انجام شد که هر سه بعد از عزل بنی صدر صورت گرفتند و موفقیت آمیز هم بودند. عملیات ثامن الائمه (ع) که منجر به شکست حصر آبادان شد. عملیات طریق‌القدس و آزادی بستان و عملیات فتح‌المبین که شمال خوزستان را آزاد کرد. در ابتدای جنگ مدیریت خاص بنی‌صدر مشکلات اساسی در مدیریت عالی جنگ به‌وجود آورده بود و یک فضایی ایجاد شده بود که ایران قادر به انجام عملیات تهاجمی نبود. خیانت بنی‌صدر در نهایت موجب عزلش شد. بعد از رفتن او فضای وحدت و همکاری بین ارتش و سپاه ایجاد شد. عملیات بیت‌المقدس در چنین فضایی انجام گرفت. در واقع آزادسازی خرمشهر اوج موفقیت و پیروزی ایران در این مقطع از جنگ بود و در کل تاریخ دفاع مقدس نیز این عملیات بسیار خاص و کم‌نظیر است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *