مدیریت شهری در ایران همچنان تابعی از نزدیکی و دوری به مرکز است. شما میتوانی در شهرکی زندگی کنی که با پایتخت فقط ۷۰ کیلومتر فاصله دارد و اگر ترافیک نباشد، خودت را ظرف ۴۰ دقیقه به ورودی پایتخت برسانی، اما استانداردهای زندگی در یک شهرک جدیدالتأسیس به قدری پایین باشد که انگار داری خواب میبینی.
جوان آنلاین: مدیریت شهری در ایران همچنان تابعی از نزدیکی و دوری به مرکز است. شما میتوانی در شهرکی زندگی کنی که با پایتخت فقط ۷۰ کیلومتر فاصله دارد و اگر ترافیک نباشد، خودت را ظرف ۴۰ دقیقه به ورودی پایتخت برسانی، اما استانداردهای زندگی در یک شهرک جدیدالتأسیس به قدری پایین باشد که انگار داری خواب میبینی. مگر میشود سازندگان یک شهرک اینچنین به حداقلترین نیازهای زیستی ساکنان آن بیاعتنا باشند، حتی اگر آنها از دهکهای پاییندرآمدی جامعه باشند؟
از سهراهی کیانمهر ـ باسکول کرج وقتی حدود یک کیلومتر به سمت جنوب رانندگی کنی، شهرکی در همسایگی حلقهدره مرکز دفن زباله و پسماند استان البرز جلوی چشمت ظاهر میشود، شهرکی که قرار است بوی تعفن آزاردهنده شیوه غیراصولی و منسوخشده دفن زباله استان البرز را تحمل کند. به قول ساکنان این شهرک، اغلب کسانی که اینجا زندگی میکنند کارگرانی هستند که هیچ صدایی ندارند، نه رسانهای و نه دادستانی خود را موظف نمیداند که از حقوق پایمالشده آنها دفاع کند. چرا در روزگاری که شهرکهای جدیدالتأسیس به عنوان شهرکهای دوستدار محیطزیست و پشتیبانکننده از فناوریهای نو و انرژیهای پاک ساخته میشوند، ما باید شاهد چنین فاجعهای باشیم؟ بعد از حدود یک دهه از افتتاح، همچنان استانداردهای زندگی در این شهرک از میزان دسترسی به حداقل فضای سبز، امکانات درمانی، آموزشی، ورزشی، تفریحی به شدت فقیر است. بلوکهای جعبهکبریتی بدون نما در کنار هم ساخته شدهاند، رنگهای بیکیفیت بلوکها زیر شلاق آفتاب و باران شسته شدهاند. تنها میدان اصلی شهرک مثل یک بیغوله به حال خود رها شده، خبری از حداقلی از زیباسازی و فضای سبز وجود ندارد. نماهای ساختمانها به ویژه در چند مجتمع، تصویر ساختمانهایی متروک و خالی از سکنه را در ذهن تداعی میکند، برخی از بلوکها به ویژه در پشت بلوکهای نیارش به صورت نیمساخته به حال خود رها شدهاند. بلوکهایی که قرار بوده یک دهه پیش به خریداران مسکن مهر واگذار شود، اما آنها بدون تکلیف مثل سایههای اشباح خودنمایی میکنند. شهرک پر از دستفروشهایی است که در فضاهای خاکی در وضعیتی نامناسب و غیربهداشتی بساط کردهاند و سیبزمینی و پیاز و خواروبار میفروشند. هرکسی با تکهای نایلون که از بس جلوی آفتاب و خاک ضربه خورده پوسیده شده، حریم خود را از دستفروش کناری جدا کرده است. اهالی به ویژه آنها که ماشین شخصی ندارند، مجبورند از آنها خرید کنند، چون گزینه دیگری ندارند، با اینکه قیمتهای همین دستفروشها بالاتر از قیمت کاسبهای کیانمهر است. به گفته یکی از اهالی، بارها مسائل کهنهشده شهرک با مسئولان استان البرز، شهرداری و شورای شهر چهارباغ در میان گذاشته شده، اما آنها انگار روی نقشه نامرئی شدهاند. در تک و توک مصاحبهای که مدیران شهری درباره این شهرک داشتهاند، از اختلاف موجود با اداره مسکن و شهرسازی البرز بر سر اداره شهرک پرده برداشتهاند، در واقع کسی مسئولیت اداره شهرک را به عهده نمیگیرد و شهرداری شهر چهارباغ اعتباری برای کاستن از رنجهای این شهرک ندارد.
سوغات حلقهدره در حلق شهرک ابریشم
آنچه در این میان آزاردهندهتر است، بوی تند تعفن عجیبی است، به ویژه در روزهایی که باد میوزد در شهرک میپیچد. این بوی تعفن، بوی زبالهها و ماحصل تجزیه مواد پسماندها و شیرابههای حلقهدره بیخ گوش شهرک است. آنچه برای مدیران در جانمایی این شهرک مهم نبوده، محل قرار گرفتن شهرک در جوار مرکز دفن زباله استان البرز است. بداقبالی دیگر ساکنان این شهرک آنجاست که همه پسماندهای استان البرز دقیقاً در اینجا و به غیراصولیترین روش یعنی بدون اینکه فرآوری و جداسازی روی این پسماندها صورت گیرد، دفن میشود. رقمی که گفته میشود بسیار بالاست. به گفته مدیران شهری و مسئولان محیطزیست استان البرز، روزانه هزار و ۵۰۰ تن زباله یعنی یک میلیون و ۵۰۰ هزار کیلوگرم زباله در حلقهدره در یک قدمی شهرکی که هزاران نفر در آنجا قرار است کودکان خود را بزرگ کنند، دفن میشود. از این مقدار، هزار تن زباله دستنخورده و بدون تفکیک که مستعد ایجاد شیرابههای خطرناک و بوی تعفن است، در حلقهدره دفن میشود. سالهاست حلقهدره به مثابه یک غده چرکین عمل میکند و حالا این غده در یک قدمی شهرک ریشه دوانده و پیش میرود، مثل سرطانی که متاستاز میکند و به هر گوشهای از بدن چنگ میزند، حالا این شیوه منسوخ از دفن زباله در حال چنگ زدن به کیفیت زندگی ساکنان شهرک ابریشم است.
