سردار سلامی افزود: ما تلاش کردیم، تا جبهه متحد استکباری که نقطه تمرکز آنها جمهوری اسلامی بود را بشناسیم و نسبت به قوتها و ضعفهای خود نیز آگاهی بیشتری پیدا کنیم و تسلیم آمریکا نشویم، پس ما گزینه نظامی را چه دشمن زیر میز قرار دهد چه روی میز واقعیت جدی در نظر گرفتیم و سالها در فکر خود با دشمن میجنگیدیم تا راه مقابله با آنها را پیدا کنیم.
وی ادامه داد: ما از توانمندیهای دریایی، تفنگداران یگانهای رزمی و قدرت دشمن مطلع بودیم، بنابراین باید راهی را پیش میگرفتیم تا در مقابل دشمن به دفاع نامتقارن برسیم. مثلا دشمن از ناو هواپیمابر استفاده میکند، این ناوها تعداد زیادی هواپیما را در خود جای میدهد و از طریق این ناو هواپیماها پرواز میکند که این نشان دهنده قدرت آمریکاست؛ بنابراین راه حل ما معادل ساخت ناو هواپیمابر نبود، چون ساخت آن هزینه زیادی دارد پس ذهن ما به این سمت رفت که بتوانیم مقابله با ناوهای هواپیمابر را از طریق دقت افزایی در موشکهای بالستیک افزایش دهیم تا قادر باشد اهداف دشمن را مورد اصابت قرار دهد، بنابراین به سمت توسعه موشک بالستیک نقطه زن رفتیم تا رهگیری هواپیماها در دریا را انجام دهد، که حقیقتا شکل گیری این عمل یک معجزه بود. ما ساعتها در این زمینه بررسی کردیم تا عاقبت در سال گذشته به هدف رسیدیم. تعداد زیادی از دانشمندان ما سالها در این پروژه زحمت کشیدند تا ناگهان هدف منهدم شد و نتیجه داد و ما موفق شدیم یمریکا عمل میکرد و ایران بخشی از سناریوی آمریکا برای موازنه قدرت با شوروی سابق بود. ایران بخشی از سیاست ستونهای دوگانه نیکسون بود که مبتنی بود بر تقویت قدرت نظامی ایران و عربستان به عنوان بخش مهمی از سیاست سد نفوذ آمریکا در مقابل شوروی، بنابراین وقتی ایران تابعیت سیاسی آمریکا را در عرصه بین الملل پذیرفته بود و تابع این سیاست بود و به عنوان وابسته مطلق عمل میکرد همه ارکان جامعه نیز تابع این سیاست و وابستگی بود.
