
آسانسور مترو از کار افتاده بود. مردی روی ویلچر، روبهروی درِ خاموش آن ایستاده بود؛ نگاهش پر از خستگی و درماندگی. مردم میگذشتند، بعضی با دلسوزی، بعضی بیتفاوت. دقایقی بعد دو مأمور با لبخند نزدیک شدند. یکی گفت: «نگران نباشید، کمکتون میکنیم.» با تلاش زیاد، پلهها را یکییکی پایین رفتند، عرقریزان، اما مهربان. نگاه مرد پر از سپاس شد، اما در دلش آرزو کرد آسانسور بعدی، روشن باشد.
فعال بودن آسانسورها و پلهبرقیها در ایستگاههای مترو نهتنها یک ضرورت فنی، بلکه نشانهای از احترام به حقوق شهروندی است. سالمندان، معلولان، مادران با کالسکه و افرادی که دچار آسیب یا خستگیاند، برای رفتوآمد ایمن به این تجهیزات وابستهاند. هر بار که آسانسور یا پلهبرقی از کار میافتد، بخشی از جامعه عملاً از دسترسی برابر به حملونقلمترو را شامل نمیشود. این تفاوت در معیارها باعث شده است که سازمان استاندارد از اواخر دهه ۸۰ تاکنون استاندارد آسانسورهای مترو را تأیید نکند.
