شهر؛ صحنه‌ی عقلانیتِ تکلیف‌مدار فراتر از محاسبه

مردمان بسیاری به جای گریز، راهِ ماندن را برمی‌گزینند. این ماندن، نه از سر انفعال یا تعصب، بلکه از فهمی متفاوت از عقلانیت برمی‌خیزد؛ عقلی که خود را در قالب احساس وظیفه و مسئولیت بروز می‌دهد، نه در محاسبه‌ی صرفِ سود و زیان.
تجمعات مردمی اختصاصی آنا
مردمان بسیاری به جای گریز، راهِ ماندن را برمی‌گزینند. این ماندن، نه از سر انفعال یا تعصب، بلکه از فهمی متفاوت از عقلانیت برمی‌خیزد؛ عقلی که خود را در قالب احساس وظیفه و مسئولیت بروز می‌دهد، نه در محاسبه‌ی صرفِ سود و زیان.

هاجر اخشیک، پژوهشگر اجتماعی در یادداشتی برای خبرگزاری آنا نوشت: در شرایط کنونی که جامعه ایران درگیر تقابلی پیچیده با قدرت‌هایی چون آمریکا و اسرائیل است، درکِ عمقِ مقاومت مردمی نیازمندِ بازنگری در مفاهیمِ رایجِ عقلانیت است. اما چگونه می‌توانیم مقاومت‌هایی را که فراتر از محاسباتِ صرفِ سود و زیانِ فردی عمل می‌کنند، درک کنیم، وقتی که منطقِ معمولِ بقا، انسان را به سمتِ گریز و حفظِ جان سوق می‌دهد؟ حکایتِ شهر، تنها داستانی از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ بلکه روایتی است از تجلیِ انتخاب‌های انسانیِ متفاوت، به‌ویژه در زمان‌های بحرانی مانند جنگ که در تقابل با همین منطقِ معمول، شاهدِ انتخاب‌هایی هستیم که مسیرِ گریز را نادیده می‌گیرند.

مردمان بسیاری به جای گریز، راهِ ماندن را برمی‌گزینند. این ماندن، نه از سر انفعال یا تعصب، بلکه از فهمی متفاوت از عقلانیت برمی‌خیزد؛ عقلی که خود را در قالب احساس وظیفه و مسئولیت بروز می‌دهد، نه در محاسبه‌ی صرفِ سود و زیان. این نوعِ اندیشیدن، به جای ارزیابی نتیجه و منفعت، به اصلِ معنا و ضرورتِ حضور متکی است. در روزهایی که زندگی در شهر زیر فشار تهدید فرو می‌رود، عقلانیتِ مبتنی بر وظیفه به مثابه نیروی تداوم‌دهنده‌ی زیست عمومی ظهور می‌کند؛ کنشی که معنای حضور و مسئولیت را در متنِ جامعه بازتولید می‌کند.

در این منطق، خیابان تنها محل رفت‌وآمد نیست؛ جایی است که این رویکردِ عقلانی در رفتارها و بدن‌ها متجسد می‌شود. حضور زنی که با سختی و با کمک دیگران راه می‌رود، خانواده‌ای که با کالسکه در دست و فرزندی در آغوش در مراسم تشییع شرکت می‌کنند، یا جوانانی که بی‌هیاهو سینی عدسی را بین مردم پخش می‌کنند، جلوه‌هایی از این عقلانیت‌اند با وجود بمباران. در این کنش‌ها، کارکرد اجتماعی و انسانی از دل باور به وظیفه می‌جوشد؛ همان وظیفه‌ای که در زمانه‌ی فرسایش نهادها و کژکارکردی‌ها، هنوز معنا می‌سازد و امید را بازتولید می‌کند.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *