شهادت در راه آزادی قدس آرزویش بود

بهروز در سفر زیارتی کربلا تصویری از خودش ثبت کرده بود که خیلی آن را دوست داشت. بدون اینکه من بدانم آن عکس را میان قاب عکس‌های شهدا نصب کرده بود. یک روز چشمم به دیوار خانه و عکس شهدا افتاد. خیلی گریه کردم، بعد عکس بهروز را از میان عکس شهدا برداشتم. بهروز که آمد پرسید فاطمه عکس من کو؟! گفتم چرا عکست را گذاشتی کنار عکس شهدا؟! چرا دل من را آتش می‌زنی؟ با خنده گفت من که شهید نمی‌شوم، اما بگذار اگر رفتم و شهید شدم، خودم این عکس را به دیوار خانه‌ام زده باشم. او که بی‌تابی‌های مرا دید آن عکس را از روی دیوار برداشت

بهروز در سفر زیارتی کربلا تصویری از خودش ثبت کرده بود که خیلی آن را دوست داشت. بدون اینکه من بدانم آن عکس را میان قاب عکس‌های شهدا نصب کرده بود. یک روز چشمم به دیوار خانه و عکس شهدا افتاد. خیلی گریه کردم، بعد عکس بهروز را از میان عکس شهدا برداشتم. بهروز که آمد پرسید فاطمه عکس من کو؟! گفتم چرا عکست را گذاشتی کنار عکس شهدا؟! چرا دل من را آتش می‌زنی؟ با خنده گفت من که شهید نمی‌شوم، اما بگذار اگر رفتم و شهید شدم، خودم این عکس را به دیوار خانه‌ام زده باشم. او که بی‌تابی‌های مرا دید آن عکس را از روی دیوار برداشت

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *