زن جوان در حالی که آثار کبودی و جراحت های زیادی بر سروصورتش نمایان بود با صدایی لرزان به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری گفت: در دوران دبیرستان تحصیل می کردم که پای خواستگاران زیادی به خانه ما باز شد من هم به بهانه های مختلف به آن ها جواب رد می دادم.

به گزارش رکنا، زن جوان در ادامه گفت: تا اینکه دریک مجلس خویشاوندی با پسر یکی از بستگان دور مادرم آشنا شدم. «نقی» خیلی زود به همراه خانواده اش به خواستگاری ام آمد. انگار در همان نگاه اول شریک زندگی ام را یافته بودم.
