سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ – ۲۰:۰۱
وقتی معاون اول رئیسجمهور میگوید «هرکس به شمال میرود، هزینه بنزینش را خودش بدهد»، شاید در ظاهر فقط درباره نحوه توزیع یارانه سوخت صحبت میکند؛ اما پشت این جمله، واقعیتی تلختر برای مردم نهفته است. مردمی که زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی قرار دارند، حالا باید برای سادهترین شکل تفریح و سفر هم احساس گناه کنند.
مسئله فقط پول بنزین نیست؛ مسئله، کوچکتر شدن سفره زندگی است. وقتی تفریح، سفر، رستوران و حتی یک سفر چند روزه به شمال به «هزینه اضافی» تبدیل میشود، معنایش این است که بخش بزرگی از جامعه باید از کیفیت زندگی خود صرفنظر کند.
مردم نمیخواهند کسی هزینه تفریحشان را بدهد؛ میخواهند آن قدر قدرت خرید داشته باشند که بتوانند هزینه زندگی و تفریح خودشان را بپردازند. اقتصاد سالم، اقتصادی نیست که مردم را از شمال رفتن بازدارد؛ اقتصادی است که رفتن به شمال، آرزویی دستنیافتنی نباشد. اگر قرار است اصلاح اقتصادی انجام شود، بهتر است از جایی شروع شود که هزینه ناکارآمدیها را مردم عادی پرداخت نکنند.
مسئله فقط پول بنزین نیست؛ مسئله، کوچکتر شدن سفره زندگی است. وقتی تفریح، سفر، رستوران و حتی یک سفر چند روزه به شمال به «هزینه اضافی» تبدیل میشود، معنایش این است که بخش بزرگی از جامعه باید از کیفیت زندگی خود صرفنظر کند.
مردم نمیخواهند کسی هزینه تفریحشان را بدهد؛ میخواهند آن قدر قدرت خرید داشته باشند که بتوانند هزینه زندگی و تفریح خودشان را بپردازند. اقتصاد سالم، اقتصادی نیست که مردم را از شمال رفتن بازدارد؛ اقتصادی است که رفتن به شمال، آرزویی دستنیافتنی نباشد. اگر قرار است اصلاح اقتصادی انجام شود، بهتر است از جایی شروع شود که هزینه ناکارآمدیها را مردم عادی پرداخت نکنند.
فرهاد خادمی
