شلیک در ساعت ۷:۱۰ دقیقه 

ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست

ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست

جوان آنلاین: ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست. گلوله اول آن‌قدر ناگهانی بود که نگهبان کوچه یکم ابتدا تصور کرد صدای ترکیدن چیزی از داخل یکی از ساختمان‌ها آمده است. گلوله دوم، اما، تردیدی باقی نگذاشت. مرد سالخورده‌ای که چند قدم دورتر از در خانه‌اش روی پیاده‌رو ایستاده بود، ناگهان دستش را روی سینه گذاشت و زانوهایش خم شد. کیف چرمی از دستش افتاد و چند برگ کاغذ روی زمین پخش شد. مردی با کلاه تیره و صورت پوشیده، چند متر آن‌طرف‌تر ایستاد. نگاهی کوتاه به اطراف انداخت. هیچ‌کس فریاد نمی‌زد. هیچ‌کس هنوز نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مرد نقاب‌دار چرخید و با قدم‌هایی سریع وارد کوچه شد. نگهبان فقط توانست سایه او را ببیند. وقتی خودش را به پیاده‌رو رساند، دکتر آرمان میلانی دیگر تکان نمی‌خورد. نگهبان با دست‌های لرزان تلفن را برداشت.

ـ پلیس؟ یک نفر تیر خورده… فکر کنم کشته شده.

کارآگاه سرگرد نادری وقتی به محل رسید، نخستین چیزی که توجهش را جلب کرد، ساعت بود. ۷:۲۸ دقیقه. ده‌ها بار به صحنه‌های قتل رفته بود، اما همیشه عقیده داشت صحنه جنایت پیش از آنکه درباره قاتل حرف بزند، درباره مقتول حرف می‌زند. او کنار جسد ایستاد. مردی حدوداً سالخورده، با لباس مرتب، کفش‌های واکس‌خورده و مو‌های کاملاً سفید. دو گلوله. فاصله نزدیک. فرار از پشت سر. نادری خم شد و یکی از برگه‌های روی زمین را برداشت. چند عدد و یادداشت روی آن نوشته شده بود.

ـ کسی کیفش رو دست زده؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *