شلیک به پای «پیمان ابراهیم»

کشور‌های عربی که در سال‌های اخیر با فشار‌های امنیتی و اقتصادی و در سایه حمایت واشینگتن به سوی عادی‌سازی گام برداشته بودند، اکنون با موجی از اعتراضات داخلی و فشار افکار عمومی روبه‌رو هستند. حمله به قطر می‌تواند به مثابه نقطه عطفی عمل کند که روند شکننده عادی‌سازی را کُند کرده یا حتی معکوس سازد و موازنه‌های جدیدی در معادلات خلیج فارس پدید آورد

تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۴۰۴ – ۰۳:۲۰

کشور‌های عربی که در سال‌های اخیر با فشار‌های امنیتی و اقتصادی و در سایه حمایت واشینگتن به سوی عادی‌سازی گام برداشته بودند، اکنون با موجی از اعتراضات داخلی و فشار افکار عمومی روبه‌رو هستند. حمله به قطر می‌تواند به مثابه نقطه عطفی عمل کند که روند شکننده عادی‌سازی را کُند کرده یا حتی معکوس سازد و موازنه‌های جدیدی در معادلات خلیج فارس پدید آورد

جوان آنلاین: در نهم سپتامبر ۲۰۲۵، صدای انفجار در حومه دوحه، سکوت در پایتخت قطر را به لرزه درآورد. پهپاد‌ها و جنگنده‌های اسرائیلی، ساختمانی را هدف گرفتند که بنا به ادعای تل‌آویو محل اقامت و نشست شماری از رهبران حماس بود. دقایقی بعد، تصاویر و ویدئو‌هایی از دود غلیظ برخاسته از منطقه منتشر شد. شش نفر شهید شدند: پنج نفر از اعضای حماس و یک افسر امنیتی قطر. رهبران ارشد حماس، اما برخلاف انتظار اسرائیل در این مکان حضور نداشتند. قطر، این حمله را «تروریسم دولتی» و «نقض آشکار قوانین بین‌المللی و حاکمیت ملی» خواند. از همان ساعات نخست، سیلی از محکومیت‌ها از سوی کشور‌های عربی، اسلامی و برخی بازیگران جهانی روانه شد که نقطه اوج آن نیز نشست هفته قبل دوحه بود. در برابر این واکنش‌ها مقامات اسرائیلی صراحتاً اعلام کردند: «هیچ نقطه امنی برای رهبران حماس وجود نخواهد داشت، چه در غزه، چه در دوحه، چه در هر جای دیگر جهان»، اما این رخداد نه تنها معادلات جنگ غزه و مذاکرات آتش‌بس را به‌هم ریخت، بلکه فصل تازه‌ای در روابط منطقه‌ای و نظم بین‌المللی گشود. 

قطر؛ از میانجی‌گری تا هدف حمله

قطر طی دو دهه گذشته نقش‌های گوناگونی در معادلات خاورمیانه ایفا کرده است. این کشور کوچک، اما ثروتمند خلیج فارس هم میزبان بزرگ‌ترین پایگاه نظامی امریکا در منطقه است و هم رابطه نزدیکی با جنبش حماس و برخی گروه‌های مقاومت دارد. همین دوگانگی، قطر را به بازیگری خاص در دیپلماسی منطقه‌ای بدل کرده است. از ابتدای جنگ اخیر در غزه، قطر همراه مصر و امریکا در خط مقدم تلاش‌های میانجی‌گرانه برای رسیدن به توافق آتش‌بس قرار داشت. دوحه بار‌ها میزبان مذاکرات غیرعلنی میان حماس و مقامات امریکایی بوده است. درواقع، حضور رهبران حماس در قطر با چراغ سبز واشینگتن ادامه یافته بود، چراکه کاخ سفید معتقد بود تنها از طریق دوحه می‌تواند با حماس ارتباط غیرمستقیم برقرار کند. حمله اسرائیل به خاک قطر، این معادله را زیرورو کرد. به بیان دیگر، تل‌آویو نه فقط حماس، بلکه نقش دیپلماتیک قطر را نیز هدف قرار داد. این اقدام پرسشی کلیدی ایجاد می‌کند: آیا اسرائیل عمداً در پی ناکام گذاشتن مسیر آتش‌بس بود؟

انگیزه‌های احتمالی اسرائیل از این حمله را می‌توان در چند سطح بررسی کرد. تل‌آویو مدعی است رهبران حماس مسئول حملات خونین اکتبر ۲۰۲۳ و ادامه عملیات علیه اسرائیل‌اند. از نگاه اسرائیل، حضور آنان در دوحه به معنای وجود یک «پناهگاه امن» است، بنابراین هدف قرار دادن این افراد، بخشی از استراتژی «نابودی کامل حماس» محسوب می‌شود. پیام اسرائیل این بود که حتی نزدیک‌ترین متحد امریکا در خلیج فارس نمی‌تواند رهبران حماس را در امان بدارد. برخی تحلیلگران معتقدند اسرائیل با این اقدام خواست عمداً مذاکرات آتش‌بس را تضعیف کند. چرا؟ چون تل‌آویو باور دارد توافق‌های میان‌مدت تنها به بازسازی قدرت حماس می‌انجامد. در نتیجه، حمله به قطر می‌تواند تلاشی برای برهم‌زدن روندی باشد که امریکا و دیگران پیگیری می‌کردند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *