شعرهای کودکانه فصل بهار با مضامین جالب و با زبان کودکانه را آماده کرده ایم که امیدواریم کودک شما از این اشعار زیبا هایت لذت را ببرد.
کلاغه روی دیوار
می گفت خبر خبردار
فصل بهاره
عیده دوباره
فصل بهاره آره بابا
عیده دوباره
باز عمو نوروز واسمون عیدی میاره
بچه های مهربون
عید شما مبارک
دوستای رنگین کمون
عید شما مبارک
بهارم و بهارم
بهارشادی با خود میارم
شکوفه های سفید
گل های تازه دارم
سه ماه دارم همیشه
فروردین اولیشه
اردیبهشت و خرداد
ماههای آخریشه
بر شاخه شکوفه
خوش چشم باز کرده،
گنجشک در کنارش
آواز ساز کرده:
فصل بهار این است
او دایهی زمین است
خورشید رنگ و بویی
دیگر به باغ داده،
از گل به دست شاخه
صد چلچراغ داده:
فصل بهار این است،
او دایهی زمین است.
تا آن هوای وحشی
آرام و نرم گشته،
قلب زمین دوباره
پر شور و گرم گشته:
فصل بهار این است،
او دایهی زمین است.
آورده از سر کوه
باد ابر و ابر باران،
داده عجب صفایی
باران به کشتزاران
فصل بهار این است،
او دایهی زمین است.
خاموشی و سیاهی
از خاک و آب رفته؛
آواز و روشنایی
تا آفتاب رفته:
فصل بهار این است،
او دایهی زمین است.
من بهار رو دوست دارم
بهار یعنی تازگی
بهار یعنی بنفشه ها و بارون
بهار یعنی کوچه ای پر از عطر چوب
بهار یعنی آواز جدید پرنده
بهار یعنی روزهایی که طولانی تر می شن
بهار یعنی درخت جوونه زده و گودال های پر از گل
بهار یعنی بادبادک ها توی آسمون
این بهاره
برای همینه که عاشق بهارم
قورباغه ها قور قور می کنن
بارون همه چیزو خیس می کنه
جوجه ها جیک جیک می کنن
جیرجیرک ها جست و خیز می کنن
زنبورا وز وز می کنن
پرنده ها آواز می خونن
بهار اومده!
بازم بهار می خواد بیاد
مهمون خونه ها بشه
می خواد یه کاری بکنه
لب ها به خنده وا بشه
پروانه ها رو میاره
پر بزنن تو باغچه ها
صورت گل را ببوسن
حرف بزنن با باغچه ها
آدم ها رو وا می داره
خونه تکونی بکنن
بلبلا رو وا می داره
تا نغمه خونی بکنن
به ابر می گه بازم ببار
به روی هر شهر و دیار
بازم شکوفا می کنه
گل ها رو توی سبزه زار
بهار میاد با یک سبد
پر از گلای رنگارنگ
روی لبات جا می ذاره
یه خنده ناز و قشنگ
بازم اومد بهار شاد و خندون
باز عمو نوروز برامون آورده
چلچه از سفر رسیده خوشحال
غنچهی گل به روی ما می خنده
فصل بهاره
عیده دوباره
فصل بهاره آره بابا
عیده دوباره
باز عمو نوروز واسمون عیدی میاره
بچه های مهربون
عید شما مبارک
دوستای رنگین کمون
عید شما مبارک
یک گل، ده گل، صدتا گل
اینجا، آنجا، هر جا گل
دامن، دامن، فروردین
میروید بر دلها گل
باغ و دره پُر گل شد
کوه و دشت و صحرا گل
لب ها را گل خندان کرد
شد از شادی لبها گل
بهار آمد
نسرین و سنبل آمد
