در این بخش چند شعر زیبا درباره شغل پرستاری، تشکر کردن از پرستار و جملات زیبا برای پرستاران عزیز ارائه کرده ایم.
تاجر عشقیم و کالای وفا داریم ما
بارش مهریم بر درمانده ها و دردمند
از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا
ای پرستار تو یکی شاخه گل
گله از دست حوادث که نشاید کردن
از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا
ته یک بخش بلند که پر از درد و غم و بیماریست
تکه ای از “تن خورشید فلق گونه ی”صبح
به درود همه پاسخ می گفت
سبدی داشت که شیرین ترین تلخیِ تاریخِ بشر را به تو اهدا می کرد!!
در اتاق ته بخش ،او محبت می کاشت
و در آن سوی دگر
او به نوزاد عجولِ گلِ سرخ
نفس و جان می داد
در غروب زنِ زخمیِ جنوب
از امیدی می گفت که خودش می دانست
در سر کوچه ی تقدیر ،تفأل میزد
و نگاهش پر ازمعجزه بود!
ونگاهش به شیرینی شرق ،به آن رویش نور
ترس و تردید به چشمش می ریخت
بر سر تخت پری گونه یِ خرد،پرِ پروانه یِ مادر شده بود
بارها من دیدم شبنمِ چشمِ خداوندِ زمین را می شست
قلبِ مغلوب محبت و صفا را به طپش می انداخت
فکرِ فردا به نفس های قناریِ لبِ پنجره اهدا می کرد
صورت سیلی دیگر و تب سرخ همه عاطفه های کج و معوج شده بود!!
تو چنان پیچک نوری که تمام دل ما و تمام در و دیواره آن بخش بلند
روشن از حجم تو خواهد بودن
ای سپیدار بلند
و تو ای کاشفِ درد و تو ایوبترین آدمِ حوایِ زمین
بوسه بر روح فداکار و شفا بخش تو باد
ای پرستار پرستار نبایست که بد خو باشد
دوستان شعر مرا یا که نشنیده بگیرید و یا
لطف بهاری است از صفای پرستار
ماه بوَد روشن از ضیای پرستار
هر گهری را بوَد بهای معیّن
کس نبو آگه از بهای پرستار
گرکه مرض می شود بَدَل به سلامت
هست ز اعجاز کیمیای پرستار
بعد خدا و پزشک چاره ی بیمار
هست به دست گره گشای پرستار
با گل زیبای عاطفه چه غریب است!
هر نگردیده آشنای پرستار
بس بوَد این فخر چون ولادت زینب(س)
نام گذاری شد از برای پرستار
شعر “حسین” بی گمان بدان که ندارد
ارزش تقدیم خاک پای پرستا
ارج پرستار کی به شعر توان گفت؟
اجر پرستار با خدای پرستار
پرستار افسانه نبود
لحظه ها بوی عطرش
به نام قادر سبحان و ستار
میان بوسِتانی سبز و پر گل
پرستاری
تنها مراقبت از علایم حیاتی بیمار نیست
پرستاری
فقط نگاهبانی از مرز حیات بیمار نیست
پرستاری
دمیدن روح زندگی است در تن رنجور بیمار
پرستاری
جاری کردن زلال امیدواری در بدن خسته بیمار
پرستاری
روح زلال محبت است در کالبد دل سوزان پاک دل
روز پرستار بر تو همسر عزیزم مبارک
چشم به آسودگی بر مبند
خواب را بگو که به غفلت بر چشمت پا ننهد
خستگی را بگو که در تو راه نیابد
که بیماران، دل به مهر و صبوری تو بستهاند
و چشمهای نگران بسیاری در انتظار بهبود
به دستهای پرتلاش تو خیره مانده است
بیداری و صبور
بدان من تو را همیشه دوست دارم
روزت مبارک همسر عزیزتر از جانم
خسته نباشی عزیز جانم!
گرچه میدانم خستگی را خسته کردهای
بس که از خودت مایه میگذاری
در حیرتم که سینه تو از کدام دریای عشق به خدا پر شده
بدان کسی که وقت سحر سخت کوش و بیدار است
فرشته ایست که نام خوشش پرستار است
دست مریزاد، دست خدا یاورت
ای یار مهربان من دوستت دارم
با پرستاران پرستاری کنـیم
در مسیر عشـق همکاری کنـیم
ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار بر شما مبارک باد
ز لطف و رحمتش خلقی پرستار
گلی را هدیه کرد از عشقِ سر شار
ای پرستار تو یکی شاخه گل
گله از دست حوادث که نشاید کردن
