در روزهایی که بازار موسیقی کشور به خاطر ایام سوگواری تعطیلی مطلقی را پشت سر می گذاشت، سراغش رفتیم و درباره یکی از بهترین آلبوم های عاشورایی که او خواننده اش است، با او گپ زدیم، آلبومی به نام: «ذوالجناح می آید، بی سوار …». حرف هایش را در ادامه بخوانید:
من به فراخور شغلم که بازیگری و کارگردانی است، سفر زیاد می روم. مثلا دو ماه تمام به خاطر یک پروژه مجبور بودیم در یک روستای دورافتاده باشیم. یک هفته کار بود و دو سه روزی مرخصی. همه در آن روزهای مرخصی برمی گشتند تهران ولی من در همان روستا می ماندم. بچه ها می پرسیدند تو چرا می مانی اینجا و من به آنها می گفتم که می روم دنبال گنج.
من در بین آدم های این روستا دنبال نوحه خوان و شاهنامه خوان ها می گشتم و آنها را پیدا می کردم. کارهایشان را می شنیدم و جمع آوری می کردم. در عرض حدود بیست سال یک مجموعه غنی از شاهنامه خوانی ها، لالایی ها، مثنوی خوانی ها و نوحه و نواهای عاشورایی جمع کردم.
ما حدود 10 مداح بزرگوار داریم که کاملا قابل احترامند و سینه به سینه این میراث را حفظ کرده اند. آنها همیشه آن اصوات را حفظ کرده اند و این خیلی مهم است. نباید آنها را با بقیه و کارهای در اصطلاح به روز، یکی کرد.
