خواجه نصیرالدین طوسی برای حفظ جان و مال مسلمین، حاضر به همکاری با هلاکوی بودائی شد و علاوه بر احداث رصدخانه مراغه، با استفاده از هوش و تدبیر خود، بارها و بارها از ریخته شدن بیشتر خون مسلمانان به دست مغولان جلوگیری کرد. او در طول ۱۸ سال زندگانیای که در دوره هلاکو و فرزندش آباقا خان داشت، به تربیت شاگردان بسیاری چون: علامه حلّی، قطب الدین شیرازی و… پرداخت
جوان آنلاین: شعر به عنوان زیباترین و جذابترین قالب ادبی، جایگاه ویژهای در انتقال مفاهیم و معارف دینی دارد. از آنجا هم که حضرات معصومین از رسول الله (ص) تا امام جواد (ع)، مشوق و ترغیبکننده شاعران شیعه برای گسترش اندیشه تشیع و معارف آن بودهاند، در قرون بعد هم شاعران شیعه، انگیزهای قوی برای سرودن در این موضوع داشتهاند. در تاریخ ایران بعد از اسلام، یکی از مقاطعی که شاعران شیعه در آن تحرکی وسیع و پرثمر برای گسترش معارف شیعه از خود نشان دادهاند، دوره ایلخانان مغول و تیموریان بوده است. در مقال پی آمده نگاهی تاریخی داشتهایم به تلاش شاعران برجسته شیعه این دو دوره تاریخی در انتقال مفاهیم و معارف تفکر تشیع در ایران. امید آنکه تاریخ پژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
فعالیت تبلیغی عالمان و شاعران شیعه در دوران تسلط مغولان
بعد از ورود اسلام به ایران و تا قبل از حمله چنگیزخان مغول به کشورمان در سال ۶۱۶ هجری قمری، سلاطین ایران (به غیر از آل بویه)، تحت تأیید و حاکمیت خلفای عباسی بر ایرانیان پادشاهی میکردهاند. به دلیل سلطه فکری و اندیشگی علمای اهل سنت عباسی، شیعیان و به ویژه علمای امامیه در آن دوران، عموما در شرایط خفقان و به شکلی بسیار محدود، میتوانستند تفکر شیعی را تبلیغ کنند. گرچه باید در نظر داشت که در دوران پادشاهی حاکمان شیعه آل بویه بر بخشهای وسیعی از مرکز و غرب ایران (به مدت ۱۲۷ سال) و با فعالیت مجاهدانه علمای شیعه در قرون بعدی و حتی در شرایط خفقان، جمعیت زیادی از ایرانیان به اندیشه شیعه گرایش پیدا کرده بودند. اما واقعیت این است که جوّ قالب و مذهب عمومی در ایرانِ قبل از حمله مغول، حاکمیت دو مذهب حنفی و شافعی بوده است. اما بعد از سلطه مغولان بر ایران، از آنجا که ایشان تعصبی بر تفوّق مذاهب اسلامی بر یکدیگر نداشتند، زمینه برای ترویج و تبلیغ اندیشه تشیع فراهم شد. زمینهای که علمای امامیه از آن بهره بسیار بردند و در آن میان، شاعران شیعه هم به کمک ایشان شتافتند.
عالمِ شاعری، که منجی جان مردم بود
«خواجه نصیرالدین طوسی» از علمای برجسته شیعه، که در زمان حمله مغولان به ایران در قلعههای حسن صباح (اسماعیلیه) زندانی بود، راه مقابله با مغولان خونریز را، جنگ نرم با ایشان و تأثیرگذاری فکری و فرهنگی بر آنان میدانست. برهمین اساس و پس از شکست اسماعیلیان به دست خان مغول و آزادی خواجه از زندان حسن صباح، وی به دلیل برخورداری از علم فراوان و به ویژه تسلط بر علم نجوم، مورد توجه هلاکوخان (پسر چنگیزخان مغول) قرار گرفت. به همین دلیل خواجه نصیرالدین برای حفظ جان و مال مسلمین، حاضر به همکاری با هلاکوی بودائی شد و علاوه بر احداث رصدخانه مراغه، با استفاده از هوش و تدبیر خود، بارها و بارها از ریخته شدن بیشتر خون مسلمانان به دست مغولان جلوگیری کرد و به ارائه خدمات بسیار به مسلمانان پرداخت. او در طول ۱۸ سال زندگانیای که در دوره هلاکو و فرزندش آباقا خان داشت، به تربیت شاگردان بسیاری چون: علامه حلّی، قطب الدین شیرازی و… پرداخت. اما جالب است که این عالم بزرگ شیعه، شاعر هم بود و به غیر خدمات سیاسی و علمیای که به مردم میکرد، عقاید شیعی خود را نیز در قالب شعر بیان میداشت. چنانچه در یکی از رباعیات خود سروده:
هفتاد و سه قوم در جهان میپویند
هر یک بُرهان مختلف میجویند
سررشته حق به دست یک طایفه است
باقی به خوش آمدی سخن میگویند. (۱).
