بسیاری از شاعران برای زیبایی فصل بهار شعر سروده اند. اشعار بهار در مورد تازگی، سرزندگی، نشاط و طراوت بهار هستند. در ادامه مجموعه ای از اشعار زیبای بهار را می خوانید که امیدواریم بپسندید. اگر به دنبال زیباترین شعر بهار از اشعار عاشقانه و احساسی گرفته تا اشعار انرژی بخش با موضوع بهار هستید با ما در ادامه متن همراه باشید.
من پاییز را جارو میکنم،
تابستان را میشویم تا همیشه بهار باشد؛
چه کسی میگوید
تو آمدهای و بهار
چو لشکر گاه زد خرم بهاران
به دشت و کوهسار و جویباران
جهان پیر بر نا شد دگر بار
بنفشه زلف گشت و لاله رخسار
این بوی بهار است که از صحن چمن خاست
یا نکهت مشک است کز آهوی ختن خاست
این سرو کدام است که در باغ روان شد
وین مرغ چه نام است که از طرف چمن خاست
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند؛
روشنی دارد،
بیآنکه بوی تو را بشنوم،
و فریاد میزنند بهار، بهار،
بهار که رسید؛
زل میزنم در چشمانت و دنبال خودم میگردم؛
گیجم …
اما …
این بوی بهار است که از صحن چمن خاست
انفاس بهشت است که آید به مشامم
نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا
آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود
برآمد باد صبح و بوی نوروز
مبارک بادت این سال و همه سال
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود
هر چند زمان بزم و نوش آمده است،
با چند بهار، لاله خفته به خاک،
مژده ای دل
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
بهار آمد، بهار من نیامد …
گل عذار من نیامد!
کاش
سبزهها مست شوند
رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود …
باغ در ایام بهاران خوش است
چون گل نوروز کند نافه باز
بهاری داری ازوی بر خور امروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
عید گلت خجسته،
یاس سپید وا شده در بازوان من!
با تابش زلف و رخت ای ماه دلافروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
اندر دل من مها دلافروز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
برخیز که میرود زمستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
عید آمده سر به سبزه و گل بزنیم،
هر چند که دوریم ز هم با دم عشق
شراب عشق میدهی، خمار میکنی مرا
تمام شعر شاملو تمام حس حافظی
بهار آمده،
مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست …!
بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا
به دیگر روز و دیگر سال
باز کن پنجرهها را که نسیم،
جشن میگیرد و بهار
وی باران، بوی سبزه، بوی خاک
آسمان آبی و ابر سپید
در روزهای آخر اسفند،
در نیم روز روشن اسفند،
