مرغ دل هر دم بسوی کوی تو پر میزند
در بقیع از مجتبی گیرد نشانی ترا
به نگاه مادرانه .. هوسی مدام دارم
برو ای نسیم رحمت سفری بکوی زهرا
زین غصه علی کز غم زهرا دارد
تنهایی او ار این سخن معلوم است
فاطمه ای نورچشم مصطفی
فاطمه سوره کوثردرشان تو
عمر بشر میگذرد چون سحاب
رو کند هرکس به درِ فاطمه
عمريست رهين منت زهراييم
مُرديم اگر به قبر ما بنويسيد
ای نخل بلند بردباری زهرا
روزی که تمام کارها دست شماست
زهرا که عنایتش به عالم برسد
یارب سببی ساز که در روز جزا
یه بقیع بده برم صحن حسن
به خدا مادر حرم فقط تویی
مزار مخفیت مخفیست در دل
تو حبل محکم حبل المتینی
بر ساحل شكافته پهلو گرفته بود
آرامشی عجیب در اندام سرو بود
سر مشق زندگانی ما فاطمیه است
دل را گره به موی ولایت زدیم و بس
مادرم خورد زمین و جگرم تیر کشید
چند گامی به عقب آمد و افتاد و شکست
دیشب حسن اشک برادر پاک میکرد
دیشب حسین نازنین با چشم گریان
بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را
من التماس لحظه های درد هستم
رو گرفتی که کبودی تو پیدا نشود
سر سجاده دعا کرده حسن آهسته
